حضور گسترده‌ی زنان؛ نیمه‌ی پر لیوان انتخابات

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

نیمه‌های دومین روز انتخابات پارلمانی، در یکی از شلوغ‌ترین کوچه‌های غرب کابل به عصایش تکیه داده و با کمال حوصله در آخر صف طولانی رأی‌دهندگان ایستاده است. «عاقله» خانم ۵۵ ساله‌ی است که می‌گوید، شرکت در انتخابات «حق او و دیگر زنان افغانستان است و نباید هیچ زنی از شرکت در انتخابات محروم شود».

این خانم میان‌سال می‌گوید که او پیش از آمدن به پای صندوق رأی‌، در مورد کاندیدای مورد نظرش با دیگر اعضای خانواده مشورت کرده و اکنون به یکی از نامزدانی رأی می‌دهد که «احتمال برنده شدنش» بیش‌تر است.

هزاران زن شبیه عاقله در شهرها و روستاهای دور افتاده در ۲۸ و ۲۹ میزان در صف‌های طولانی‌تر از صف مردان، اما درست در مقابل شان ایستادند و از حق رأی شان استفاده کردند. حالا شماری از فعالان زنان و نهادها و ناظران انتخاباتی می‌گویند که اشتراک زنان در انتخابات دور سوم پارلمانی افغانستان نسبت به دورهای قبلی آن به‌طور بی‌پیشنه افزایش یافته است.

عزیررفیعی، فعال جامعه مدنی حضور زنان را در انتخابات پارلمانی امسال نسبت به انتخابات‌های گذشته پر ‌رنگ می‌خواند. آقای رفیعی می‌گوید که با در نظرداشت ناامنی‌ها، زنان به‌گونه‌ی گسترده و فعالانه در روند رأی‌دهی مشارکت داشته اما تأخیر در باز شدن مراکز رأی‌دهی در برخی از محلات سبب شد که زنان نتوانند رأی شان را استعمال کنند.

به باور او ‌باز بودن مراکز رأی‌دهی تا ناوقت شب یکی دیگر از چالش‌های فرا راه زنان در انتخابات پارلمانی امسال بوده است.

وی تأکید دارد که زنان با احساس و به‌گونه‌ی شفاف رأی‌ می‌دهند و زمینه‌ی مشارکت ‌برای این قشر از جامعه باید بیش‌تر فراهم شود.

شکریه جلال‌زی، فعال حقوق زنان نیز حضور زنان را در این انتخابات گسترده خواند و افزود که برای آنان پیش از پیش تعین تکلیف می‌شود که به چه کسی رأی بدهند.

خانم جلال‌زی دلیل مشارکت گسترده‌ی زنان را در انتخابات، بلند رفتن سطح فهم و شعور سیاسی آنان خوانده می‌گوید که در سال‌های اخیر سطح تحصیل، آموزش و پرورش زنان نیز افزاش یافته و تاثیر‌گذار بوده است.

در حالی که وضعیت زنان در افغانستان خوش‌آیند نیست و خبرهای خشونت علیه آنان از گوشه و کنار کشور هر روز به نشر می‌رسد، اما دغدغه‌ی مشارکت زنان در انتخابات، همواره یکی از موضوعات داغ در کشور بوده است.

کمیسیون‌های مستقل انتخابات، حقوق بشر، نهادهای ناظر برانتخابات و فعالان حقوق زنان با اشتراک نظر می‌گویند که حضور زنان در انتخابات پارلمانی ۲۸ میزان گسترده بوده است.

عبدالبدیع صیاد، رییس کمیسیون مستقل انتخابات گفته است که در اولین روز انتخابات (۲۸میزان) بلندترین میزان مشارکت زنان در ولایت جوزجان ۵۳ درصد بوده و پایین‌ترین میزان مشارکت زنان در ولایت زابل ۹ درصد گزارش ‌شده است. آقای صیاد نیز گفته است که حضور زنان در این انتخابات گسترده بوده است.

کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز حضور و مشارکت زنان را در انتخابات پارلمانی «گسترده و معنادار» اعلام کرده است.

سیماسمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر، در یک نشست خبری گفت که مشارکت زنان در انتخابات معنادار بود، زیرا به گفته‌ی وی در انتخابات‌های گذشته با استفاده از نام زنان تقلب گسترده صورت می‌گرفت.

خانم سمر می‌گوید که استفاده از بایومتریک برای زنان زمینه‌ی انتخاب کردن نماینده‌ی شان را فراهم کرده است.

رییس کمیسیون حقوق بشر گفته است که براساس گزارش‌های ناظران این نهاد، در برخی از مناطق افغانستان حضور زنان در انتخابات بیش‌تر از مردان بوده است.

زنان روستایی در یکی از مراکز رای دهی در کابل

زنان روستایی در یکی از مراکز رای دهی در کابل
عکس: شبکه‌های اجتماعی

طاهره حسنی که از سوی یکی از کاندیدا به عنوان ناظر انتخابات معرفی شده می‌گوید که او شاهد افزایش حضور زنان در دو روز انتخابات نسبت به مردان بوده است.

خانم حسنی تأکید دارد که در مرکز رأی‌دهی که او ناظر است، همزمان‌ ۱۰۰ مرد و حدود ۲۰۰ زن در یک مرکز رأی‌دهی حضور داشتند که این رقم حضور زنان بیشتر از حضور مردان است.

معصومه محمدی، دیگر فعال حقوق زنان می‌گوید که در سال‌های اخیر برای زنان از طرف‌ نهادهای مختلف در راستای اشتراک در انتخابات آگاهی‌دهی شده است.

خانم محمدی افزود که حضور زنان به عنوان کاندیدا و رأی‌دهنده نسبت به انتخابات‌های گذشته افزایش یافته است و امیدواری را نسبت به آینده بیش‌تر ساخته است.

اما یوسف رشید، رییس اجرایی بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان (فیفا) می‌گوید که زنان ۳۰ درصد رأی‌دهندگان را تشکیل می‌دهد.

او می‌گوید که مشارکت زنان در ولایت‌های کابل، هرات و بلخ پر رنگ بوده اما در دیگر ولایت‌های افغانستان حضور چشم‌گیر نداشته‌اند.

نوشته حضور گسترده‌ی زنان؛ نیمه‌ی پر لیوان انتخابات اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

برگزاری انتخابات پارلمانی در سایه‌ی حملات پراکنده‌ی شورشیان

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

با آنکه طالبان هشدار داده بود که انتخابات پارلمانی را به ‌چالش خواهد کشید، اما در روز نخست انتخابات به‌جز کابل ـ‌که یک حمله‌ی انتحاری درآن به‌وقوع پیوست‌ـ از هیچ یک از ولایت‌های افغانستان حملات گسترده و بزرگی گزارش نشد. در اکثر ولایت‌ها رویدادهای امنیتی به پرتاب هاوان، گلوله‌باری و انفجارهای ماین مقناطیسی و بالون گاز خلاصه شد. در روز دوم انتخابات نیز وزارت داخله مدعی شد که در سراسر کشور در هیچ یک از مراکز رأی‌دهی رویدادی امنیتی رخ نداده است.

در پایان روز نخست رأی‌گیری کمیسیون مستقل حقوق بشر اعلام کرد که ناظران این کمیسیون ۵۰ مورد رویداد امنیتی را در سراسر کشور ثبت کرده‌اند. بر بنیاد آمار این کمیسیون در این رویدادها ۲۲ نفر کشته و ۱۶۲ تن دیگر زخمی شده‌اند.

وزارت داخله اما شمار رویدادها و آمار کشته‌شدگان را اندکی بیش‌تر اعلام کرد. ویس‌احمد برمک، وزیر داخله در کنفرانس خبریی که ناوقت شنبه‌شب برگزار شده بود، گفت که در در سراسر کشور ۱۷ غیرنظامی و ۱۱ سرباز کشته و ۸۳ غیرنظامی و ۱۹ پولیس زخمی شده‌اند. او گفت که در جریان روز نخست رأی‌گیری ۱۹۲ رویداد امنیتی بزرگ و کوچک در سراسر کشور ثبت شده است.

آقای برمک مدعی شد که نیروهای امنیتی از وقوع یک هزار و ۷۲۵ رویداد دیگر جلوگیری کرده‌اند.

همزمان با برگزاری انتخابات پارلمانی، بیش از ۲۰ رویداد امنیتی تنها در کابل رخ داده است.

به‌صورت مجموعی آمارهایی را که رسانه‌ها و نهاد‌های امنیتی نشر کردند، نشان می‌دهد که در روز نخست انتخابات در سراسر کشور ۲۰۰ رویداد امنیتی به‌وقوع پیوسته که ۳۶ کشته و زخمی برجای گذاشته است.

در مرگ‌بار‌ترین حمله، یک مهاجم انتحاری خودش را در نزدیک یک مرکز رأی‌دهی در حوزه‌ هفدهم پولیس در شمال کابل منفجر کرد. وزارت داخله اعلام کرد که در این رویداد ۱۵ نفر کشته و ۶۰ تن دیگر زخمی شدند. بر اساس اطلاعات پولیس کابل، مهاجم در ورودی مرکز رأی‌دهی شناسایی شده بود اما پیش از اینکه توسط پولیس هدف قرار گیرد خودش را منفجر کرد. پولیس کابل گفت که در میان کشته شدگان پنج سرباز پولیس نیز شامل بودند.

افزون بر این حمله، دست کم۲۰ رویداد دیگر امنیتی نیز در شهر کابل به‌وقوع پیوست. مرکز امنیتی یوناما یا دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرد که این رویدادها شامل انفجار مین مقناطیسی، انفجار بالون گاز، خشونت‌های فزیکی و… بوده است. در نتیجه‌ی این رویدادها، هفت غیرنظامی زخمی و یک نظامی کشته شدند.

در همین حال، شفاخانه‌ی ایمرجنسی در صفحه‌ی تویترش نوشت که ۳۷ زخمی پس از رویدادهای امنیتی روز نخست انتخابات در کابل به این شفاخانه مراجعه کرده‌اند.

در عین حال در پایان روز نخست رأی‌گیری، نجیب دانش، سخن‌گوی وزارت داخله در کنفرانس خبری گفت که پولیس کابل دو فرد و یک موتر مشکوک را دست‌گیر و یک مقدار مواد انفجاری را از کابل کشف کرده است.

گزارش‌های نهادهای ناظر و رسانه‌ها نشان می‌دهد که تهدیدات امنیتی و حملات طالبان در روز اول انتخابات در ولایت کندز از هر ولایت دیگر بیش‌تر بوده است. شفاخانه‌ مرکزی کندز اعلام کرد که تا پایان روز اول انتخابات ۶ کشته و ۶۸ زخمی به این شفاخانه منتقل شده بود. یک عضو شورای ولایتی کندز به سلام وطندار گفته بود که ۳۰ راکت بر مناطق مختلف کندز فرود آمد.

از سویی هم، دفتر مطبوعاتی فرقه‌ی ۲۰ پامیر مستقر در کندز اعلام کرد که تحرکات طالبان به منظور اخلال روند انتخابات در ولایت کندز دفع شده است.

در اعلامیه‌ی این دفتر آمده که طالبان مسلح به‌منظور اخلال روند انتخابات در نقاط مختلف ولایت کندز دست به تحرکاتی زده بودند که از سوی نیروهای امنیتی و دفاعی دفع شده که در نتیجه ۲۳ جنگ‌جوی طالب کشته و ۱۳ جنگ‌جوی دیگر زخمی شده‌اند.

در ولایت غور نیز پنج نفر از نیروهای خیزش مردمی که برای تأمین امنیت مراکز رأی‌دهی در شهر فیروزکوه توظیف شده بودند، از سوی طالبان کشته شده‌اند.

عبدالحی خطیبی، سخن‌گوی والی غور به روزنامه اطلاعات روز گفت این افراد که می‌خواستند به منظور تأمین امنیت مرکز رای‌دهی منطقه‌ی «قطس» بروند،‌ از سوی طالبان کشته شده‌اند.

طالبان در ولایت بغلان نیز ۱۰ کارمند کمیسیون مستقل انتخابات را ربودند. عبدالقادر صافی، رییس دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات بغلان به رسانه‌ها گفته است که که طالبان یک روز قبل از برگزاری انتخابات ۴۵ کارمند این کمیسیون را ربودند که از آن میان ۳۵ تن آنان را آزاد کردند و ۱۰ کارمند دیگر را به روستای تنگی مرچ ولسوالی برکه منتقل کردند.

در ولایت پروان حملات هرا‌س‌افگنانه بر مراکز رأی‌دهی‌ چهار زخمی و دو کشته برجای گذاشته است. والی پروان در گفت‌وگو به رادیو آزادی گفته است که آنان در اثر فیرهای پراکنده کشته و زخمی شده‌اند.

در یک مورد دیگر در ولایت زابل طالبان سعی کردند بر مراکز رأی‌دهی ولسوالی شاه‌جوی ولایت زابل حمله کنند، اما نیروی حمایت قاطع با راه‌اندازی حملات هوایی  مهاجمان طالب را پیش از رسیدن به مراکز هدف قرار دادند. گل‌اسلام سیال، سخن‌گوی والی زابل به سلام وطندار گفته است که در این سلسله حملات ۱۱ طالب کشته و ۸ طالب دیگر زخمی شدند.

در همین حال طالبان مدعی شدند که چندین مرکز رأی‌گیری را در این ولایت بسته‌اند؛ ادعایی که از سوی اداره‌ی محلی ولایت زابل رد شده است.

در پی حملات طالبان در روز نخست رأی‌گیری در ولسوالی‌های‌ بلخ و چهاربولک ولایت بلخ چهار مرکز رأی‌گیری پس از دو ساعت فعالیت بسته شد. افضل حدید، رییس شورای ولایتی بلخ به روزنامه اطلاعات روز گفت که این مراکز از پس از دو ساعت فعالیت تا ساعت نزدیک ۱۲ امروز بسته بودند.

آقای حدید اضافه کرد که در یک رخداد دیگر در منطقه شهرک افغانیه‌ی ولسوالی نهر شاهی ولایت بلخ طالبان مسلح چهار ناظر یک نامزد را کشتند. افراد کشته شده ناظران نامزدی به‌نام اسرار تاشقرغانی بوده‌‌اند. آقای حدید گفت، پس از آن که آنان اشتباهی با موتر وارد منطقه‌ی زیر کنترل طالبان شدند از سوی طالبان مسلح کشته شدند. وی افزود که طالبان راننده‌ی موتر را لت‌وکوب کردند و موتر را نیز آتش زدند.

طالبان بر چندین مرکز و موتر حامل مواد حساس انتخاباتی در ولایت هرات نیز حمله کردند. دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات ولایت هرات در روز اول رأی‌گیری با نشر خبرنامه‌یی‌ اعلام کرد که در نتیجه‌ی واژگون شدن یک موتر حامل مواد حساس انتخاباتی در ولسوالی کشک رباط‌سنگی این ولایت دو سرباز ارتش کشته شدند. خبرنامه همچنین افزوده که در نتیجه‌ی انفجار مین در دو مرکز انتخاباتی دو نفر زخمی شدند.

به نقل از سلام‌ وطندار هم‌زمان با برگزاری انتخابات ۳۰ تن در ولایت‌های ننگرهار کنر و لغمان در رویدادهای مختلف زخمی شدند.

انتخابات پارلمانی به دلیل باز نشدن برخی مراکز و بروز مشکلات تخنیکی یک روز دیگر تمدید شد. نیروهای امنیتی اعلام آمادگی کردند که آنان آماده‌اند که امنیت روز دوم انتخابات را نیز تأمین کنند.

با توجه به تهدیدات امنیتی بلند و هشدار طالبان مبنی بر به‌چالش کشیدن انتخابات، انتظار می‌رفت که انتخابات پارلمانی امسال خونین و اشتراک مردم کمرنگ باشد، اما انتخابات با اشتراک گسترده‌ی مردم و امنیت نسبتا خوب در هر دو روز برگزار شد.

۷۰ هزار نیروی امنیتی در ۳۲ ولایت مسئولیت تأمین امنیت ۴۹۰۰ مرکز و ۲۰ هزار محل رای‌دهی را به عهده داشتند.

نوشته برگزاری انتخابات پارلمانی در سایه‌ی حملات پراکنده‌ی شورشیان اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

جلوه‌ی امید/ کمیسیون انتخابات در تضییع رأی مردم سنگ تمام گذاشت

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷ افغانستان تحت تدابیر ویژه‌ی امنیتی ‌و با اشتراک گسترده مردم اما با مشکلات بسیار و ضعف مدیریتی جدی در ۳۲ ولایت کشور در ۲۸ و ۲۹ میزان برگزار شد. همزمان با آغاز روند رأی‌دهی در ساعت ۷:۰۰ صبح شنبه، ۲۸ میزان، گزارش‌هایی از بی‌نظمی، کاستی‌ها و تخلفات نیز لحظه‌به‌لحظه منتشر می‌شد.

بررسی‌های روزنامه اطلاعات روز و گزارش‌های دریافتی این رسانه از مشاهدات شهروندان کشور نشان می‌دهد که انتخابات در سراسر کشور با مشکلات و چالش‌های بسیار مواجه بوده است.

بازشدن شماری از مراکز رأی‌دهی با چند ساعت تأخیر، بازنشدن شماری از مراکز در طول روز انتخابات، دیر رسیدن کارمندان کمیسیون انتخابات به مراکز رأی‌دهی، دیر رسیدن مواد حساس انتخاباتی، ارسال اشتباهی فهرست رأی‌دهندگان یک مرکز به مرکز دیگر، از یک ولایت به ولایت دیگر، نبود اسامی رأی‌دهندگان در فهرست رأی‌دهندگان، عدم آشنایی کارمندان کمیسیون انتخابات با روش استفاده‌ دستگاه‌های بیومتریک، نبود کافی اوراق رأی‌دهی، نبود دستگاه بیومتریک در شماری از مراکز رأی‌دهی و نبود فهرست رأی‌دهندگان و فهرست آنان در اوراق عادی، بی‌نظمی در مراکز رأی‌دهی، رأی‌دهی بدون فهرست رأی‌دهندگان، دخالت زورمندان، تقلب  و تخطی‌های انتخاباتی و موارد دیگر از جمله مشکلات عمده‌ی انتخابات از دید شهروندان و ناظران بوده است.

گزارش‌های رسمی نهادهای چون کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی، بنیاد انتخابات شفاف افغانستان (تیفا) و کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز بر این کاستی‌ها صحه گذاشته است.

عبدالباری شمسی، باشنده‌ی ناحیه پنجم شهر کابل نوشته است: «چهار ساعت برای رأی دادن در این مرکز که در خوشحال خان مینه موقعیت دارد، انتظار کشیدم، حالا کارمندان کمیسیون می‌گویند که دستگاه بیومتریک خراب است، فردا برای رای دادن بیایید.»

در روز یک‌شنبه نیز گزارش‌های مانند روز شنبه از کاستی‌ها در روند انتخابات توسط شهرندان گزارش می‌شد. برخی از مراکز در غرب کابل روز یک‌شنبه نیز با چند ساعت تأخیر باز شد.

۲۸ میزان

محمد‌اشرف غنی، رییس‌جمهور کشور با حضور در مرکز رأی‌دهی در مکتب امانی کابل روند رأی‌دهی انتخابات پارلمانی را رسماً آغاز کرد. او در سخنرانی‌اش از مردم افغانستان خواست در انتخابات شرکت کنند. شماری از مقام‌های دیگر نیز در این مرکز رأی دادند.

اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان با انداختن رأی‌اش در صندوق رسماً روند رأی‌دهی را آغاز کرد

اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان با انداختن رأی‌اش در صندوق رسماً روند رأی‌دهی را آغاز کرد

با این که برگزاری انتخابات در ولایت‌های غزنی و قندهار به تأخیر افتاد، کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرد که مردم در ۵۰۷۴ مرکز رأی‌دهی شامل بیش از ۲۰ هزار محل ‌رأی‌دهی می‌توانند رأی دهند. اما این شمار مرکز رأی‌دهی باز نشد. کمیسیون انتخابات اعلام کرد که روز شنبه انتخابات در ۴۹۰۰ مرکز برگزار می‌شود.

شماری از مراکز رأی‌دهی در شهر کابل و نقاط دیگر کشور با چند ساعت تأخیر باز شد و حتا شماری از این مراکز در طول روز شنبه باز نشد. کمیسیون مستقل انتخابات بعداً اعلام کرد که مراکز رأی‌دهی که با چند ساعت تأخیر باز شده است، رأی‌دهی در آن مراکز تا ساعت هشت شنبه‌شب ادامه می‌باید و رأی‌دهی در مراکزی که تا ساعت ۱:۰۰ بعد از ظهر باز نشده است، روز یک‌شنبه ادامه می‌باید. قرار بود که ۴۰۱ مرکز بسته مانده روز یک‌شنبه باز شود، اما ذبیح‌الله سادات،‌ معاون سخن‌گوی کمیسیون مستقل انتخابات به روزنامه اطلاعات روز گفت که به دلایل امنیتی از ۴۰۱ مرکز ۲۵۳ مرکز باز و انتخابات در این مراکز برگزار شده است. همچنان شماری از مراکزی که روند رأی‌دهی در آن مراکز تمام نشده بود، کارش به روز دوم انتخابات کشید.

حضور گسترده مردم در شهر شرنه مرکز ولایت پکتیکا

حضور گسترده مردم در شهر شرنه مرکز ولایت پکتیکا. 
عکس: رسانه‌های اجتماعی

 

کمیسیون شکایت‌های انتخاباتی: کاستی‌ها و بی‌نظمی‌ها می‌تواند شفافیت و عدالت انتخابات را زیر سوال ببرد

پس‌ از گذشت چند ساعت از برگزاری انتخابات و نشر گزارش‌ها از مشکلات و کاستی‌ها در روند انتخابات، کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی در کنفرانس خبری اعلام کرد که معلومات و ارزیابی‌های ابتدایی این کمیسیون نشان دهنده‌ی کوتاهی‌ها، کاستی‌ها و بی‌نظمی‌های غیرقابل اغماض در روند پیش‌برد و مدیریت روند‌ رأی‌دهی است که می‌تواند شفافیت و عدالت انتخابات را به‌صورت جدی به خطر اندازد.

علی‌رضا روحانی، سخن‌گوی این کمیسیون گفت بنا بر گزارش‌‌های دفاتر ولایتی و نمایندگان کمیسیون شکایات در مراکز رأی‌دهی و سایر منابع، روند انتخابات با کاستی‌های زیر مواجه بوده است: باز نشدن «شمار زیاد» از مراکز رأ‌ی‌دهی، تأخیر چند ساعته در باز شدن شمار زیاد مراکز، تأخیر در رسیدن مواد لازم انتخاباتی به شماری از مراکز رأی‌دهی، مشکل در دستگاه‌های بیومتریک و به موقع فعال نشدن این دستگاه‌ها، ممانعت از حضور ناظران در برخی مراکز، ناسالم بودن صندوق‌های حاوی مواد حساس انتخاباتی در برخی موارد.

علی‌رضا روحانی، سخن‌گوی کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی

علی‌رضا روحانی، سخن‌گوی کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی

آقای روحانی افزود که موارد فوق و دیگر گزارش‌ها نشان‌دهنده‌ی مشکلات جدی در مدیریت انتخابات است که باعث محرومیت بخش از رأی‌دهندگان، نگرانی‌های جدی شهروندان و شرکای انتخاباتی و به ویژه کمیسیون شکایات انتخابات شده است.

به گفته‌ی روحانی، کمیسیون شکایات انتخاباتی قبل از برگزاری انتخابات همواره نگرانی‌های خود را در این موارد با کمیسیون انتخابات شریک ساخته و خواستار اتخاذ تدابیر جدی و به موقع در زمینه شده بود. او افزود: «اینک یک بار دیگر کمیسیون شکایات انتخاباتی به‌صورت رسمی ضمن اظهار نگرانی شدید از وضعیت موجود اعلام می‌دارد که حراست از حقوق شهروندان وظیفه‌ی همگانی و به‌ویژه کمیسیون‌های انتخاباتی می‌باشد، بناً کمیسیون انتخابات مکلف به اتخاذ تدابیری قانونی و مؤثر برای رفع نگرانی‌های موجود می‌باشد و در غیر آن مسوولیت کوتاهی، تخلفات احتمالی و ضیاع حقوق مسلم شهروندان به عهده‌ی کمیسیون انتخابات می‌باشد.»

سخن‌گوی کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی در نشست خبری روز یک‌شنبه خود اعلام کرد که این کمیسیون از آغاز روند رأی‌دهی تاکنون پنج‌هزار و ۵۴۷ مشکل را ثبت کرده است. بیش‌ترین مشکل (۱۷۰۰ مورد) از کابل ثبت شده است. به گفته‌ی او، تاکنون در باره‌ی درج گزارش‌های ثبت‌شده به‌عنوان شکایت، تصمیم گرفته نشده است و بررسی‌ها در این زمینه جریان دارد.

در همین حال گزارش شده در برخی مراکز که به دلایل مختلف از جمله کار نکردن دستگاه‌های بیومتریک، رأی‌دهندگان بیومتریک نشده‌اند، این آرا باطل می‌شود. ‌روحانی در این مورد تأکید کرد که رأی‌دهی به‌صورت دستی و بدون دستگاه بیومتریک در صورتی پذیرفتنی است که دستگاه‌های بیومتریک ذخیره و یا دستگاه بیومتریک از سایت‌های دیگر کار نکند.

نگرانی تیفا از نتیجه‌ی قابل قبول انتخابات به‌دلیل ضعف‌های مدیریتی و عملیاتی

بنیاد انتخابات شفاف افغانستان (تیفا) گزارش می‌دهد که حضور مردم در ساعات نخستین صبح برای رأی‌دهی پررنگ بوده و حتا در بعضی موارد در شهرها، صف‌های هزار نفری شکل گرفته است. تیفا می‌گوید که یافته‌های ابتدایی این نهاد در پایان روز رأی‌دهی نشان داد که به اثر مشکلات تخنیکی و امنیتی سطح اشتراک مردم به مراتب پایین‌تر از رقم فهرست رأی‌هندگان بود.

در اعلامیه‌ی این نهاد آمده: «مردم افغانستان با وجود مشکلات امنیتی و تهدیدات فراوان حضور پررنگ و گسترده در انتخابات روز شنبه داشتند اما ضعف‌های مدیریتی و عملیاتی، تیفا را نگران نتیجه‌ی قابل قبول این انتخابات می‌سازد.»

گزارش ناظران تیفا در ساعات نخستین روز انتخابات نشان می‌داد که ۹۱ درصد مراکز رأی‌دهی در ۳۲ ولایت در محلات از قبل تعیین شده، قرار داشته. نیروهای امنیتی در ۹۸ درصد مراکز رأی‌دهی حضور داشته‌اند. در ۸۹ درصد مراکز رأی‌دهی کارکنان انتخاباتی حضور داشته‌اند. ۹۲ درصد محلات رأی‌دهی دارای مواد حساس و غیرحساس انتخاباتی بوده است. در ۸۵ درصد مراکز رأی‌دهی دستگاه‌های بیومتریک موجود بوده است.

ناظران بنیاد انتخابات شفاف افغانستان

ناظران بنیاد انتخابات شفاف افغانستان

گزارش این نهاد ناظر انتخاباتی نشان می‌دهد که ۶۵ درصد مراکز رأی‌دهی در ۳۲ ولایت بین ساعات ۷:۳۰ الی ۸:۲۰ باز شده، اما حدود ۱۵‌درصد مراکز میان ساعات ۹:۰۰ الی ۹:۳۰ باز شده است. عمده‌ترین دلایل باز‌ نشدن مراکز، نبود کارمندان کمیسیون، ناامنی، انفجار در نزدیکی مراکز رأی‌دهی در ولایاتی همچون لغمان و بغلان و نرسیدن مواد حساس و غیرحساس انتخاباتی گفته شده است.

یافته‌های عمده‌ی فیفا قرار ذیل است: در ۱۰۰ متری ۴۵ درصد مراکز رأی‌دهی تبلیغات و پوسترهای تبلیغاتی نامزدان موجود بوده است. ۹ درصد مراکز رأی‌دهی دارای وسایل بیومتریک نبوده و ۳۲ درصد مراکز نیز که دارای وسایل بیومتریک هستند، این وسایل غیرفعال بوده و کار نداده است. فهرست رأی‌دهندگان در ۱۵ درصد مراکز در ولایاتی مانند قندوز، تخار، هرات، میدان‌وردک، پکتیا، خوست، پکتیکا نصب نگردیده و در مواردی نیز فهرست موجود بوده، اما رأی‌دهندگانی که قبلاً در همان مرکز ثبت نام کرده بودند نام‌های‌‌شان در فهرست موجود نبوده. پرشدن صندوق‌ها در اول صبح مثلاُ در لیسه‌ی قلعچه کابل قبل از آغاز رسمی رأی‌دهی دو صندوق پرشده است. در شهرک طلایی مکتب ذکور وحدت کابل مواد حساس و غیرحساس از طرف یکی از افراد رهبران جهادی به منزل شخصی انتقال داده شده است. در مسجد شهرک ۱۲ امام شهر کابل کارمندان کمیسیون و فردی به‌نام وکیل اسماعیل مرکز را بسته کرده و تمام ناظران را از مرکز بیرون کرده‌اند.

فیفا: کاستی‌ها ناشی از ضعف مدیریت بود

ارزیابی بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان (فیفا) نشان می‌دهد که گزارش‌ها از کاستی‌ها و نارسایی‌ها در روند انتخابات حاکی از «ضعف مدیریت، فقدان تدبیر، شکست عملیاتی و فنی» بوده است.

این نهاد استفاده از دستگاه‌های بیومتریک را ناکام خوانده و گفته دستگاه‌های بیومتریک در مراکز محدود رأی‌دهی درست کار می‌کرده است. همچنان برخی دستگاه‌ها ویژه‌ی یک مرکز به مرکز دیگر و حتا ولایت دیگر منتقل شده است. ماشین چاپ این دستگاه‌ها درست کار نمی‌کرده و یا برای چاپ کاغذ نداشته است.

این نهاد هم‌چنان می‌گوید که به دلیل درست کار نکردن دستگاه‌های بیومتریک و یا تمام شدن چارج دستگاه‌ها پروسه‌ی انتخابات مختل شده است.

کاستی‌های دیگر که این نهاد گزارش کرده مشابه به گزارش نهادهای ‌دیگر است.

حضور پررنگ زنان در انتخابات در ولایت بامیان

حضور پررنگ زنان در انتخابات در ولایت بامیان

 

کمیسیون حقوق بشر: کمیسیون‌های انتخاباتی به تخلفات انتخاباتی رسیدگی کند

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان مشارکت مردم در انتخابات را گسترده توصیف کرده و از کمیسیون مستقل انتخابات خواسته که تخلفات ناشی از عمل‌کرد کارمندان آن کمیسیون را مورد بررسی قرار داده و به ‌مردم گزارش دهند و در فرایند انتخابات جلو هر گونه تخلف و تخطی انتخاباتی را بگیرند.

کمیسیون حقوق بشر همچنان از کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی خواسته تخلفات و تقلب‌های انتخاباتی را مورد رسیدگی و پیگری قرار داده و مطابق احکام قانون با متخلفان برخورد کند.

ارزیابی این کمیسیون از انتخابات ۱۳۹۷ نشان می‌هد که انتخابات با کاستی‌های چون؛ عدم گشوده شدن به موقع مراکز رأی‌دهی، نبود فهرست رأی‌دهندگان در مراکز رأی‌دهی مربوطه، عدم فعال بودن وسایل بیومتریک، عدم حاضر شدن کارمندان کمیسیون انتخابات در مراکز رأی‌دهی، پاک شدن رنگ مخصوص انگشت رأی‌دهندگان، کمبود مواد انتخاباتی در مراکز رأی‌دهی و تقلب و تخطی‌های انتخاباتی همراه بوده است.

نوشته جلوه‌ی امید/ کمیسیون انتخابات در تضییع رأی مردم سنگ تمام گذاشت اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

ترور جنرال رازق؛ پیروزی طالبان در نبرد کلیدی بر سر آینده‌ی افغانستان

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

فارین پالیسی _ اشلی جکسون


در سال ۲۰۱۴ هنگامی که با عبدالرازق در کندهار ملاقات کردم، او قدرت‌مندترین مرد در جنوب افغانستان بود. او ولایتی را که زمانی ناآرام بود، امن ساخته و مرز کندهار با پاکستان را که یک مسیر حیاتی برای نیروهای ایالات متحده و تجارت افغانستان است، تحت کنترلش‌درآورده بود. رازق یک مرد قدرت‌مندِ معمولی مانند دیگر زورمندان افغان به‌نظر نمی‌رسید. او آن زمان  دهه‌ی سوم زندگی‌اش را سپری می‌کرد؛ با اندام لاغر، ریش تراشیده، قیافه‌ی نوجوان‌سان و لباس‌کار نظامی. هنگامی که از وی درباره‌ی فساد و اعدام‌های غیرقانونی که گفته می‌شد به دستور رازق انجام شده‌اند، پرسیدم، او فوری از آن روگرداند و موضوع بحث را به امنیت تغییر داد. او به من اطمینان داد که کندهار تحت نظارت او چنان امن شده است که می‌تواند هرجایی که بخواهم مرا ببرد. امری که قبل از فرماندهی رازق در این ولایت، حتا فکرکردن به آن ناممکن بود.

رازق روز پنجشنبه [هفته گذشته] در حمله‌یی که مسئولیت آن را طالبان به عهده گرفت، با گلوله‌ی یک محافظ از پا درآمد و آینده‌ی از هم‌اکنون متزلزل جنوب افغانستان ـ‌و شاید کل کشورـ بیش‌تر در معرض ابهام قرار گرفت. تلفات درگیری در افغانستان با کشته‌شدن ده‌ها نفر در روز، به بالاترین سطح خود از ۲۰۰۱ به این‌سو رسیده است. انتخابات پارلمانی این کشور که از هم‌اکنون اتهامات سوءمدیریت و تقلب دامن‌گیر آن شده است، با اینکه روز شنبه در سایر نقاط این کشور برگزار شد، در کندهار و غزنی به تاخیر افتاده است. انتخابات ریاست‌جمهوری قرار است در ماه اپریل سال آینده برگزار شود. آتش‌بسی که در ماه جون به اجرا درآمد، امیدهایی را برای پایان این درگیری زنده کرد و انتصاب زلمی خلیل‌زاد به عنوان فرستاده‌ی ایالات متحده برای مذاکرات صلح افغانستان، نشان داد که ایالات متحده بالآخره آماده‌ی صلح است، اما این خوش‌بینی دارد به‌سرعت از بین می‌رود. نشانه‌ی عینی از پیش‌رفت هنوز وجود ندارد و ایالات متحده به خاطر تلاش برای محروم‌گذاشتن دولت وحدت‌ ملی از مذاکرات، باعث خشم و سوءظن شده است.

زندگی و مرگ رازق بینشی را درباره‌ی خرابی به بارآمده در افغانستان فراهم می‌کند. در این چهار سال که از ملاقات من و رازق گذشته است، کندهار جزیره‌ی امنی شده بود که در محاصره‌ی دست‌درازی‌ها و کنترل طالبان در مناطق اطراف قرار داشت. تحلیل‌گران نظامی می‌گویند که در حال حاضر ۶۱ درصد خاک افغانستان تحت کنترل یا منازعه‌ی شبه‌نظامیان است. با اینکه وضعیت در سایر نقاط کشور رو به وخامت گذاشت، کندهار نسبتا از لحاظ اقتصادی رونق یافت و به نظر می‌رسید از قلمرو درحال گسترش طالبان مصئون است. بعضی‌ها رازق را به‌عنوان یک قهرمان ملی می‌دیدند و بعضی دیگر به‌عنوان یک جنایت‌کار جنگی. او طالبان را در کندهار تارومار کرد، اجسادشان را در خیابان‌ها رها کرد و به‌خاطر ایستادن در برابر دخالت پاکستان در امور افغانستان، مورد ستایش کندهاری بود. برخلاف بسیاری از دلالان قدرت در افغانستان، بی‌رحمی او سود ملموسی را در قالب امنیت، برای حداقل برخی از افغان‌ها (البته به استثنای کسانی که مورد بی‌رحمی وی قرار گرفتند) به‌ارمغان آورد.

حالا با مرگ رازق، نتیجه‌ی این وضعیت غیرقابل پیش‌بینی است. بدون جانشینی همانند، مرگ رازق خلاء قدرت خطرناکی را ایجاد می‌کند. گزارش‌های ضدونقیضی در مورد این وجود دارد که آیا والی و رییس امنیت کندهار کشته شده‌اند یا جراحات جدی برداشته‌اند. در هر صورت، حمله‌ی روز پنج‌شنبه به طور موثری رهبری منطقه‌یی را از کار انداخت. جنرال اسکات میلر، فرمانده نیروهای ایالات متحده و ناتو در افغانستان، به‌سختی جان سالم به در برد. اکنون احتمال دارد که طالبان تلاش کنند تا کنترل مناطق حساس اطراف شهر کندهار را دوباره به‌دست آورند؛ شهری که سال‌ها پیش طالبان مجبور شدند آن را به رازق واگذار کنند. این امر با ایجاد دهلیزی برای کنترل طالبان در جنوب کشور، نه‌تنها توانایی‌های نظامی این گروه را افزایش می‌دهد بلکه به طالبان در هرگونه مذاکرات صلح در آینده دست بالاتری می‌دهد و موضع آن‌ها را تقویت خواهد کرد.

این واقعیت که سرنوشت بسیاری وابسته به یک مرد باشد، در سیاست افغانستان تعجب‌آور نیست. اعضای جامعه بین‌المللی و به‌خصوص ایالات متحده از آغاز تهاجم به افغانستان در سال ۲۰۰۱، در کنار حمایت از حکومت‌داری دموکراتیک و انتخابات، از جنگ‌سالاران و زورمندانی چون رازق نیز حمایت کرده‌اند. این یک استراتژی متناقض است؛ استراتژی که خودبراندازانه ثابت شده است. ایالات متحده به‌جای گذاشتن تهداب ثبات درازمدت و برقراری توافق سیاسی قابل قبول در افغانستان، بارها و بارها راه کوتاهِ اصلاحات سریع را رفته است. واشنگتن به‌طور سیستماتیک از افرادی مانند رازق حمایت می‌کند؛ با اینکه ممکن است این افراد نوع خاصی از ثبات را که در خدمت منافع فوری ایالات متحده باشد، برقرار کنند، اما این نتایج را به‌شیوه‌یی به‌دست می‌آورند که زمینه را برای خشونت آینده فراهم می‌کند و امکان حکومت‌داری دموکراتیک را کاملا خنثا می‌سازد.

نیروهای ایالات متحده و بین‌المللی، رازق را تنها کسی می‌دانستند که می‌توانست طالبان را دور نگهدارد. متناسب با روی‌کرد کلی ایالات متحده نسبت به افغانستان، رابطه [امریکا] با رازق با نادیده‌گرفتن قضایای نقض حقوق بشر و جنایات بالقوه‌ی جنگی و اتهامات دخالت در تجارت غیرقانونی و به جیب‌زدن بخشی از درآمد گمرک، کوتاه‌مدت، مفید و مصلحت‌آمیز بود. پیام دیپلماتیک مربوط به سال ۲۰۱۰ که به بیرون درز کرده است، نشان می‌دهد که ایالات متحده به صورت واضح از این ساخت و باخت‌ها آگاه بوده است. این پیام می‌گوید که امریکایی‌ها با رنگ‌کردن رازق به‌عنوان «ضامن» امنیت «و محور روابط قدرت قبیله‌یی»، آگاهانه چشم‌انداز درازمدت نهادهای باثبات و حکومت پاسخ‌گو را تضعیف می‌کنند.

رازق با برگزارنمودن انتخابات در کندهار بازی‌گر محوری در سیاست افغانستان شد. در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۴، او در پیروزی اشرف غنی موثر بود. رازق توزیع اوراق رای‌دهی را تحت کنترل داشت، ناظران انتخاباتی را به‌دلخواه جابجا کرد و مقامات حکومتی را که از عبدالله عبدالله، رقیب وقت و شریک کنونی غنی در حکومت وحدت ملی، پشتیبانی می‌کردند، بازداشت کرد. رقابت برای به‌دست آوردن حمایت رازق، میان کسانی که به‌دنبال ریاست‌جمهوری و به زیرکردن غنی از کرسی قدرت‌اند، آغاز شده بود.

با اینکه قبلا تلاش‌های بسیاری برای پایان‌دادن به زندگی رازق سازمان‌دهی شده بود، اما زمان‌بندی این یکی بسیاری‌های را غافل‌گیر کرد. کارشناسان و دیپلمات‌ها می‌گویند که در آستانه‌ی انتخابات پارلمانی و نبود جنرال رازق، از حمله به رای‌دهندگان و مراکز رای‌گیری هراس دارند. تا کنون دست‌کم ۱۰ نامزد و شماری از حامیان آن‌ها کشته شده‌اند. گذشته از خشونت، سلسله‌یی از بحران و فاجعه که جامعه‌ بین‌المللی مستقر در کابل را از پا درآورده، آمادگی‌ها برای انتخابات را نیز مختل کرده است. جنجال‌ها و مناقشات انتخاباتی بسیارند؛ یکی از آن‌ها جنجال بر سر تلاش ۲۰ میلیون دالری برای معرفی دستگاه‌های بایومتریک برای تصدیق هویت رأی‌دهندگان. مشکل این دستگاه‌ها، در جایی زبان انگلیسی آن است و در جای دیگر افشای هویت رأی‌دهنده یا نقض مستقیم قانون اساسی افغانستان و هنجارهای پذیرفته‌شده بین‌المللی.

در کشوری که بخش‌های وسیعی از آن دیگر تحت کنترل دولت قرار ندارد، جنجال و سوال این است که آیا انتخابات اصلا برگزار شود یا خیر. یک‌سوم از مراکز ثبت‌نام انتخابات در افغانستان باز نشدند که به‌طور خودکار بخش اعظم مردم را از حق رأی‌ محروم می‌کند. رقم ثبت‌نام‌کنندگان به‌صورت مشکوکی بالا بود. در مورد تقلب، اعتقاد بر این است که چنان گسترده خواهد بود که دیپلمات‌ها زبان شان را به پیش‌بینی نتیجه‌ی کاملا ناقص عادت داده‌اند. آن‌ها اکنون به عوض انتخابات آزاد و عادلانه، درباره‌ی اهمیت نتایجی صحبت می‌کنند که برای افغان‌ها «قابل‌ قبول» باشد.

نتایج اولیه‌ی انتخابات برای چند هفته نخست در دست‌رس نخواهد بود و حتا آن زمان، احتمال دارد که مورد اعتراض واقع شود. در سفری که هفته‌ی گذشته به کابل داشتم، از یک دیپلمات امریکایی پرسیدم که چه انتخاباتی برای افغان‌ها قابل قبول خواهد بود. او با اظهار تاسف گفت که تنها نتیجه‌ی قابل‌ قبول از لحاظ سیاسی، نتیجه‌یی خواهد بود که در آن «تمام جنگ‌سالاران و پسران شان برنده شوند». به این معنی که چنین افرادی روندهای دموکراتیک افغانستان را کنترل می‌کنند، آن‌ها را به‌دلخواه خود پیچ و شکل می‌دهند و نهادهایی را که نتایج مطلوب آن‌ها را عرضه نکنند، تخریب می‌کنند. مطمئنا این چیزی نیست که اکثر افغان‌هایی که با من هم‌کلام شده‌اند، آن را بخواهند یا برای شان قابل قبول باشد، اما با توجه به انتخابات‌های پیاپی، هرکدام بیش‌تر از قبل سرشار از تقلب و خشونت، آن‌ها انتظار چندانی جز این ندارند.

پیش‌بینی در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان، اگر احمقانه نباشد، خطرناک است. تنها شرط مطمئن این است که انتخابات به‌صورت فوق‌العاده‌یی ناپایا و دگرگونی‌پذیر است. گزارش‌های مرتبط با تنش در رابطه‌ی غنی و ایالات متحده، سیگنال واضحی برای رقبای رییس‌جمهور افغانستان فرستاده است؛ اینکه ریاست‌جمهوری در چنگ است؛ شروع رقابت سیاسی آن‌هم در زمانی که افغانستان گنجایش چندانی برای بی‌ثباتی بیش‌تر ندارد. افغان‌ها در بخش‌های وسیعی از کشور قادر به رأی‌دادن نخواهند بود. تقلب حکم‌فرما خواهد بود، افغان‌های زیادی در خشونت‌های مرتبط با انتخابات خواهند مرد و نتیجه‌ مورد اختلاف خواهد بود. سوال واقعی الزاما این نیست که چه کسی پیروز خواهد شد، بلکه این است که آیا دموکراسی فروریخته‌ی افغانستان می‌تواند فاجعه انتخاباتی دیگری را تحمل کند یا خیر.

نوشته ترور جنرال رازق؛ پیروزی طالبان در نبرد کلیدی بر سر آینده‌ی افغانستان اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

اتهام‌های سنگین در سایه‌ی محبوبیت گسترده؛ پایان چهل سال ماجراجویی

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

پیکر جنرال
عبدالرازق، فرمانده پولیس ولایت قندهار که روز گذشته توسط یکی از محافظان والی
قندهار ترور شد، پیش از چاشت امروز در یک مراسم ویژه و تحت تدابیر شدید امنیتی در
خرقه‌ی شریف شهر قندهار به خاک سپرده شد.

در مراسم تشییع
جنازه‌ی او محمد معصوم استانکزی رییس عمومی امنیت ملی، گل‌آقا شیرزوی وزیر سرحدات و
قبایل، تعدادی از مقام‌های سیاسی و نظامی و شمار زیادی از باشندگان ولایت قندهار
شرکت کرده بودند.

ترور این
فرمانده برجسته‌ی نظامی واکنش‌های گسترده‌یی را در سراسر کشور برانگیخته و بسیاری‌ها،
به‌ شمول رهبران حکومت وحدت ملی و دیگر رهبران سیاسی افغان، از مرگ او ابراز تأسف
کرده‌اند.

مردی که بارها
از سوءقصد جان به سلامت برده بود، روز گذشته در پایان یک نشست امنیتی مقام‌های
محلی قندهار با فرمانده عمومی نیروهای حمایت قاطع در افغانستان کشته شد. ترور او
در محوطه‌ی ولایت قندهار، پرسش‌های جدی خلق کرده است.

رازق
چگونه ترور شد؟

حوالی ساعت سه
پس از چاشت روز پنجشنبه، ۲۶ میزان، یکی از محافظان زلمی ویسا والی قندهار در پایان
یک نشست امنیتی، جنرال عبدالرازق را ترور کرد. مهاجم زمانی دست به شلیک زد که جنرال
رازق و دیگر مقام‌های محلی قندهار با جنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی نیروهای
حمایت قاطع در افغانستان از جلسه بیرون شده بودند.

در این حمله
علاوه بر جنرال رازق، جنرال مؤمن حسین‌خیل رییس امنیت ملی قندهار نیز کشته شد و
زلمی ویسا والی قندهار و عبدالنبی الهام، فرمانده پولیس زون ۴۰۴ میوند زخم
برداشتند.

پیکر جنرال رازق امروز در شهر قندهار به خاک سپرده شد. منبع: social media

جنرال
شریف یفتلی، رییس ستاد ارتش
شام روز گذشته در یک نشست خبری کشته‌شدن جنرال رازق و جنرال
مؤمن حسین‌خیل را تأیید کرد و گفت که این مقام‌ها به‌ خاطر تأمین امنیت انتخابات
جلسه داشتند که از سوی یکی از محافظان والی قندهار کشته شده‌اند. او گفت که «کدام
سوءتفاهم یا برخورد لفظی صورت نگرفته بلکه این کاملاً یک حادثه‌ی تروریستی بوده
است.»

به گفته‌ی رییس
ستاد ارتش، محافظ والی قندهار گلبدین نام داشت که از گذشته برای انجام این حمله
آموزش دیده بود.

منابع امنیتی
در قندهار نیز گفته‌اند که محافظ والی قندهار به تازگی به وظیفه گماشته شده و از
سوی دو محافظ دگر آقای ویسا ضمانت شده بود. یک مقام
بلندپایه‌ی مبارزه با جرایم جنایی ولایت قندهار
گفته است که این دو محافظ
اکنون فراری هستند و جست‌وجو برای بازداشت آن‌ها جریان دارد.

جزئیات بیشتر
این رویداد تا کنون روشن نیست. نیروهای حمایت قاطع در افغانستان نیز گفته‌اند که
در این حمله سه سرباز خارجی زخمی شده اما جنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی این
نیروها آسیب ندیده است.

آقای میلر در مصاحبه‌یی
گفته است که او هدف حمله نبوده است. او گفته است: «ارزیابی من نشان
می‌دهد که من هدف حمله‌ی روز گذشته در قندهار نبودم. محل نشست بسیار محصور بود اما
ارزیابی من این است که هدف حمله نبودم.»

رییس جمهور
اشرف غنی ساعاتی پس از ترور جنرال رازق در یک بیانیه‌ی ویدیویی گفت که هیأتی را به
ریاست محمد معصوم استانکزی، رییس عمومی امنیت ملی همراه با نیروهای ویژه‌ی ارتش به
قندهار فرستاده است تا چگونگی ترور جنرال رازق را ریشه‌یابی کند.

جنرال
رازق کی بود؟

جنرال
عبدالرازق در سال ۱۳۵۸ خورشیدی در منطقه‌ی مرزی اسپین بولدک ولایت قندهار به دنیا
آمد. او متعلق به قبلیه‌ی اچکزی-شاخه‌یی از کلان‌قبلیه‌ی ابدالی‌ها- بود. در زمان
طالبان اسیر این گروه شد و سپس توانست از چنگ آن‌ها فرار کند. طالبان اما پدر و
کاکایش را کشتند.

جنرال رازق پس
از کشته‌شدن پدر و کاکایش، با دگر اعضای خانوار که از کشتار طالبان نجات یافته
بودند، به پاکستان مهاجر شد و تا سال ۱۳۸۰ خورشیدی در آن کشور دکانداری می‌کرد. در
خزان همین سال، رازق ۲۲ساله به همراه گروهی از جوانان اچکزی، توسط گل آقا شیرزوی
به حمایت امریکایی‌ها برای تسخیر قندهار تجهیز شدند.

جنرال رازق پس از رسیدن به فرماندهی پولیس قندهار، امنیت را به این ولایت بازگرداند. منبع: social media

پس از سقوط
امارت اسلامی طالبان و روی کار آمدن حکومت جدید به رهبری حامد کرزی، رازق جوان در
نفش فرمانده پولیس سرحدی قندهار در اسپین بولدک کار کرد. او سپس در یک جرگه‌ی
قبیلوی اچکزی‌ها
، به‌ دلیل دلیری، بی‌باکی، تعلق به خانواده‌ی منصور (کاکایش
که توسط طالبان از میله‌ی توپ یک تانک آویزان شد) و توهم قابل کنترل بودنش از سوی
مردان اچکزی، به رهبری ملیشه‌ی قومی‌شان انتخاب شد.

فرماندهی
پولیس قندهار

پس از اوج‌گرفتن
حملات طالبان در قندهار و رسیدن جنگجویان این گروه به دروازه‌های ورودی شهر
قندهار، احمد ولی کرزی، برادر رییس جمهور پیشین و اسدالله خالد والی سابق قندهار
از جنرال رازق درخواست کمک کردند.

او در سال ۱۳۸۷
خورشیدی با راه‌اندازی اولین عملیات مستقل نیروهای افغان، طالبان را از حومه‌های شهر
قندهار عقب راند و پس از کشته‌شدن خان محمد مجاهد، فرمانده سابق پولیس قندهار در
سال ۱۳۹۰ خورشیدی به‌ فرماندهی پولیس ولایت قندهار مقرر شد.

جنرال رازق پس
از رسیدن به فرماندهی پولیس قندهار، امنیت را به قندهار بازگرداند و با سرکوب
طالبان نفوذش را تا ولایت‌های ارزگان، زابل و هلمند گسترش داد.

دشمن
خونی طالبان

سرکوب طالبان و
دشمنی آشکار جنرال رازق با این گروه، محبوبیت او را افزایش داد و زمینه را برای
بازسازی قندهار فراهم ساخت. او در هفت سالی که فرمانده پولیس قندهار بود، توانست
از حملات طالبان بر ولایت قندهار جلوگیری کند. 

دشمنی جنرال
رازق با طالبان تنها دشمنی یک فرمانده پولیس با مخالفان دولت نبود. برخی‌ها گفته‌اند
که دشمنی او ریشه در خصومت
دو قبیله‌ی نورزی و اچکزی
دارد؛ نورزی‌هایی که بیشتر در صف طالبان حضور
دارند.

در هفت سالی که فرمانده پولیس قندهار بود، توانست از حملات طالبان بر این ولایت جلوگیری کند.  منبع: social media

جنرال رازق پیش
از کشته‌شدنش بارها از سوی طالبان هدف قرار گرفته بود. جوش سرخی که در دست راست او
وجود داشت، نشانه‌ی
حمله‌ی انتحاری طالبان
بود که چند سال قبل تلاش کردند او را بکشند.

بسیاری‌ها پس
از مرگ جنرال رازق ابراز نگرانی کرده و گفته‌اند که مرگ او ضربه‌ی بزرگی به تأمین
امنیت در قندهار و جنوب افغانستان است و پس از این طالبان می‌توانند در نبود او
حملات‌شان را بر قلمروی که جنرال رازق حاکمیت داشت، افزایش دهند.

جنرال رازق میان
مردم قندهار از محبوبیت ویژه‌یی برخوردار بود. سال گذشته هنگامی که نشست بزرگ
مخالفان سیاسی اشرف غنی در قندهار از سوی او میزبانی می‌شد، برای پوشش خبری این
رویداد به قندهار رفته بودم. در چند روزی که در قندهار بودم، نقاط مختلف شهر را
گشتیم و با برخی از باشندگان قندهار صحبت کردم. در پاسگاه‌ها و محلات بازرسی
پولیس، نام جنرال رازق و این‌که «ما میهمان قومندان صاحب هستیم»، برای ما جواز
عبور بود.

در آن زمان
بسیاری از باشندگان شهر قندهار در پاسخ به این سوال که جنرال رازق فرمانده خشنی
است که با جنگ و خون‌ریزی بزرگ شده، می‌گفتند که این وجهه‌ی او اهمیتی ندارد بلکه
برقراری ثبات و امنیت در قندهار مهم‌تر است. او در قندهار حاکم بلامنازعی بود که
عام و خاص از او ستایس می‌کردند.

نیمه‌ی
تاریک

جنرال رازق
همانقدر که محبوبیتش گسترده بود، اتهام‌های سنگینی نیز بر او وارد بود. دیدبان حقوق بشر و شماری
از نهادهای مدافع حقوق بشری
جنرال رازق و افراد تحت امر او را به داشتن
زندان‌های شخصی و شکنجه‌ی شدید اسرای جنگی متهم کرده بود.

یک گزارش
نیویارک تایمز
به نقل از گزارش حقوق بشر سازمان ملل متحد که دو سال قبل
منتشر شد، گفته است که در جریان یک سال، ۸۱ تن از زندان پولیس قندهار ناپدید شده
بودند. گروه‌های حقوقی شواهدی را در مورد زندان‌های مخفیانه جمع‌آوری کرده‌اند که
در آن‌ها بازداشت‌شدگان با برق کشته شده، با کیبل مورد ضرب و شتم قرار گرفته یا
بدون محاکمه اعدام شده‌اند.

دیدبان حقوق بشر و شماری از نهادهای مدافع حقوق بشری جنرال رازق و افراد تحت امر او را به داشتن زندان‌های شخصی و شکنجه‌ی شدید اسرای جنگی متهم کرده بود. منبع: social medi

او اما همواره اتهام‌های
وارد بر خودش را رد کرده و گفته بود که به زندان شخصی ضرورت ندارد و زندان قندهار
مربوط به پولیس قندهار است. او در گفت‌وگوی ویژه‌اش با بی‌بی‌سی گفته بود: «در
میدان جنگ حلوا تقسیم نمی‌شود. کسی که ما را به گلوله می‌زند، ما نمی‌توانیم او را
با گُل بزنیم و در میدان جنگ کسانی که اسلحه به دست‌شان است، من به سربازان امر
کرده‌ام که آن‌ها را بزنند، ولی کسانی که تسلیم می‌شوند، به دادستانی تحویل داده
می‌شوند.»

در کنار این جنرال
رازق متهم به دست‌داشتن در قاچاق گسترده‌ی مواد مخدر نیز بود
. بر اساس
گزارش‌های منتشرشده، او پس از رسیدن به فرماندهی پولیس قندهار به سلطه‌ی بی‌چون‌ و
چرا بر قاچاق مواد مخدر از مسیر اسپین بولدک دست یافته بود؛ ادعایی که جنرال رازق
در زمان حیاتش آن ‌را همواره رد کرده بود.

مردی
که می‌گفت آی‌اس‌آی دشمن ماست

جنرال
عبدالرازق یکی از چهره‌های مخالف پاکستان بود و همواره به‌ صورت آشکار مخالفتش را
بیان می‌کرد. او همچنان بارها ادعا کرده بود که طالبان از سوی پاکستان حمایت می‌شود.

در بهار ۱۳۹۵ خورشیدی پس از وقوع حمله‌ی مرگبار در شاه‌شهید کابل آقای رازق ادعا کرد که پاکستان در تلاش است تا گروه سومی طالبان به رهبری ملا قیوم ذاکر را در کشور ایجاد کند. او گفته بود: «اکنون در افغانستان دو گروه طالبان به رهبری ملا اخترمحمد منصور و ملا رسول فعالیت دارند اما پاکستان در تلاش ایجاد گروه سومی به رهبری ملا قیوم ذاکر است و در این کار، سراج‌الدین حقانی با پاکستان همکاری می‌کند.»

در بهار سال
گذشته او در یک گفت‌وگوی
اختصاصی با بی‌بی‌سی
ادعا کرد که پاکستان تلاش می‌کند گروه طالبان و داعش
را در افغانستان متحد کند. او گفته بود که ملاهیبت‌الله، رهبر گروه طالبان در سفری
به ولسوالی موسی قلعه ولایت هلمند به افراد گروه طالبان دستور داده بود که در هماهنگی
با گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش علیه دولت افغانستان بجنگند.

او در این گفت‌وگو
همچنان گفته بود که تمام گروه‌های شورشی چون طالبان و القاعده، ساخته‌ی پاکستان
است. او افزوده بود که نسل جدید گروه طالبان تهدید جدی برای افغانستان است و «آن‌ها
به فکر وطن نیستند و حتا بزرگان را بر سر مین نشانده‌ و منفجر کرده‌اند.»

اسدالله خالد،
رییس پیشین امنیت ملی کشور که با جنرال رازق در گذشته همکار بوده، مدعی است که دست
پنهانی در ترور رازق وجود ندارد زیرا «جنگ ما با آی‌اس‌آی جنگ جنرال رازق با آی‌اس‌آی
بوده و این جنگ دوام دارد.» او در گفت‌وگو
با طلوع نیوز
گفته است که آی‌اس‌آی پاکستان همیشه از طالبان به‌ عنوان یک
مهره استفاده کرده و ترور جنرال رازق برنامه‌ی آی‌اس‌آی بوده است.

در همین حال
عمران خان، نخست وزیر پاکستان در پیام توییتری
ترور جنرال رازق را محکوم کرده و گفته است که مردم و نیروهای امنیتی افغانستان به‌
دلیل بی‌ثباتی و تهدید دشمنان صلح هزینه‌ی سنگین پرداخته‌اند.

امریکا؛ مخاطب پیام ترور رازق

جنرال رازق در حالی
ترور شد که فردا انتخابات پارلمانی در افغانستان برگزار می‌شود. کشته‌شدن او در
امن‌ترین مکان در شهر قندهار بر انتخابات نیز تأثیر گذاشت.

یک روز پس از
کشته‌شدن او، شورای امنیت ملی افغانستان فیصله کرد که به درخواست مردم قندهار و
پیشنهاد کمیسیون انتخابات، انتخابات پارلمانی در ولایت قندهار با یک هفته تأخیر
برگزار می‌شود.

در کنار این، ترور
جنرال عبدالرازق با واکنش‌های
گسترده‌ی
رهبران حکومت وحدت ملی، رهبران سیاسی، مقام‌های پیشین امنیتی
افغانستان، امریکا و مأموریت حمایت قاطع در افغانستان مواجه شده است. برخی‌ها از
جمله رهبران
حزب جمعیت اسلامی افغانستان
ترور جنرال رازق را دسیسه خوانده و گفته‌اند
که کشته‌شدن او «ضایعه‌ی بزرگی برای مردم افغانستان به حساب می‌آید.»

اما جنرال جیمز
متیس، وزیر دفاع امریکا گفته است که کشته‌شدن جنرال رازق باعث تضعیف اوضاع امنیتی
قندهار نخواهد شد زیرا «نیروهای
امنیتی افغان به آن پختگی رسیده‌اند که بدون وی [جنرال رازق] قادر خواهند بود
تا در برابر طالبان بجنگند.»

فراتر از واکنش‌ها،
تحلیلگران سیاسی و نظامی به این باور اند که ترور جنرال رازق در حضور فرمانده
نیروهای حمایت قاطع در افغانستان پیام ویژه‌یی برای حکومت افغانستان و امریکا از
سوی طالبان دارد.

جنرال عتیق‌الله
امرخیل، کارشناس نظامی به این باور است که ترور جنرال رازق نه تنها بر روند
انتخابات در قندهار تأثیر گذاشت بلکه پس از این مردم قندهار نیز نگران اند که
ولایت آرام قندهار مانند غزنی به‌ دست طالبان سقوط نکند.

آقای امرخیل در
گفت‌وگو با روزنامه‌ی اطلاعات روز گفت که معمای کشته‌شدن جنرال رازق وضعیت را در
قندهار بهتر نمی‌کند بلکه وضعیت با کشتن‌شدن او می‌تواند بدتر شود. به گفته‌ی او،
کشته‌شدن فرمانده پولیس قندهار بر روحیه‌ی سربازان و پولیس قندهار بسیار تأثیر
دارد.

او گفت: «از
نقطه نظر نظامی وقتی به داخل یک قطعه یا جزوتام کسی پیدا می‌شود که با دشمن یکجا
می‌شود یا طرفدار مخالفین می‌شود، سبب بی‌اعتمادی می‌شود. بخش دیگرش این است که
اعتماد به بخش استخبارات کاهش می یابد.»

اما وحید مژده،
کارشناس مسایل سیاسی نظر متفاوتی دارد. او می‌گوید طالبان با ترور جنرال رازق پیام
خاصی برای امریکایی‌ها داشتند. به گفته‌ی او: «طالبان پیغام به امریکایی‌ها
داشتند. اگر می‌توانستند جنرال امریکایی را هم بکشند، خیلی دست‌شان در مذاکرات
بالاتر می‌بود یا شاید امریکا می‌گفت که دیگر حاضر به مذاکره با طالبان نیست و این
می‌توانست برای طالبان یک پیروزی باشد.»

او این گفته‌ها
را در حالی مطرح می‌کند که اخیراً امریکا تلاش‌ها برای مذاکره با طالبان را بیشتر
کرده است. در روزهای اخیر زلمی
خلیلزاد، نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای روند صلح افغانستان با نمایندگان طالبان در
قطر ملاقات کرده است.

افزون بر این
طالبان یک روز پیشتر از ترور جنرال رازق، مسوولیت حمله‌یی را به دوش گرفتند که در
آن عبدالجبار
قهرمان، یکی از نامزدهای انتخابات پارلمانی در هلمند
و از مخالفان سرسخت این
گروه کشته شد.

آقای مژده در
گفت‌وگو با روزنامه‌ی اطلاعات روز با اشاره به این دو حمله‌ی پیهم طالبان گفت: «اما
پیغامی که حالا این‌ها دارند این است که ما دسترسی داریم در هرجای. ما در ظرف دو
روز دو جنرال مهمی که بر علیه ما می‌جنگیدند را در هلمند و قندهار از بین بردیم.
با چنین دست طولانی که در داخل نیروهای دولت افغانستان داریم، امریکایی‌ها باید
حساب خود را بفهمند.»

این تنها پیامد
ترور جنرال رازق نیست. او در سال‌های اخیر فراتر از یک چهره‌ی نظامی، وارد عرصه‌ی
سیاست نیز شده بود. اشرف غنی در چهار سال اخیر تلاش کرد جنرال رازق را از سمت
فرماندهی پولیس قندهار برکنار کند اما پاسخ جنرال رازق این بود که تنها مردم
قندهار صلاحیت برکناری او را از این مقام دارند.

او که گفته می‌شد
شخص مورد حمایت حامد کرزی است، به نظر می‌رسید که می‌تواند پس از این به‌ صورت
مستقل تصمیم بگیرد و روی قضایای سیاسی افغانستان تأثیر بگذارد. او پس از آشکارشدن
اختلافش با اشرف غنی نشست
قندهار
را در ماه قوس سال گذشته میزبانی کرد و عضو ائتلاف ملی بزرگ
افغانستان بود.

او در حالی
ترور شد که افغانستان فردا شاهد برگزاری سومین انتخابات پارلمانی پس از سقوط
طالبان خواهد بود. در هر انتخابات، حمایت او از نامزدان در حوزه‌ی جنوب کشور برای
بسیج آرا مؤثر بود. گروه
بین‌المللی بحران
در گزارشی نوشته است که انتظار می‌رفت او در انتخابات
ریاست جمهوری سال آینده نیز نقش اساسی بازی کند، به‌ویژه این‌که گمانه‌زنی‌ها
بیشتر به این متمرکز بود که او با رقبای اشرف غنی از جمله عطا محمد نور و افراد
نزدیک به حامد کرزی ائتلاف می‌کند.

نوشته اتهام‌های سنگین در سایه‌ی محبوبیت گسترده؛ پایان چهل سال ماجراجویی اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

ققنوس بر می‌خيزد

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

در یکی از روز‌های سال ۲۰۰۹، جورج بوش منتظر پذیرایی از یک ورزشکار افغان در اقامتگاهش بود. آقای بوش برای این میزبانی چهل‌وپنج دقیقه وقتش را اختصاص داده بود؛ دیداری‌ که برای ورزشکار افغان‌ خاطره‌ی فراموش‌نشدنی را رقم زد. در آن روز مهمان جورج بوش، چهل‌وسومین رییس جمهوری امریکا، محمد ملک صبر، ورزشکار افغان بود که به تازگی در یک رقابت شنای آماتور در ایالات متحده، به رتبه‌ی نخست دست یافته بود.

آقای صبر قبل از آن، سابقه‌ی اشتراک در رقابت‌های شنا را
نداشت و برای نخستین بار در رقابت شنای آماتور ایالتی امریکا شرکت کرده بود. رتبه‌ی
نخست در این رقابت‌ها برای ورزشکار افغان، فرصتی دست داد که به صورت بی‌پیشینه، تا
بالاترین مجامع سیاسی ایالات متحده بر زبان‌ها بیافتد.

به دنبال این اتفاق، آقای بوش برای تشویق و تقدیر از محمد
ملک صبر، او را به خانه‌ی شخصی‌اش در تکزاس دعوت کرد. محمد ملک در باره‌ی این
دیدار می‌گوید: «غیرمنتظره بود که رییس جمهور بزرگترین ابرقدرت جهان، منتظر دیدار
و پذیرایی از من بود. هرگز تصورش را نمی‌کردم.»

آقای صبر می‌گوید که نمی‌تواند احساسش را از آن دیدار و
برخورد شایسته‌ی آقای بوش توصیف کند.

آقای صبر در سال ۲۰۰۷ به امریکا رفته بود. اقامت دوساله‌ی
او در شهر لس‌آنجلس، با امکانات فراوانی همراه بود. دیدار با جورج بوش باعث شد که
برای مبارزه با چالش‌های زندگی‌، انگیزه‌ی مضاعف بگیرد.

چهل‌وسومین رییس جمهوری امریکا در پایان این دیدار، محمد
ملک صبر، قهرمان شنای آماتور بین ایالتی امریکا را که یک معلول افغان بود، قهرمان
شکست‌ناپذیری توصیف کرد؛ کسی که در برابر چالش‌ها، ناامید نشده‌ و مبارزه کرده است.

آقای صبر در سال ۲۰۰۷ به امریکا رفته بود. اقامت دوساله‌ی او در شهر لس‌آنجلس، با امکانات فراوانی همراه بود

او می‌گوید: «فارغ از اوصاف و رفتار خوب آقای بوش، او در
پایان دیدار به من کتابی هدیه داد. در پشت آن کتاب با دست‌خط خودش نوشت که قهرمان شکست‌ناپذیری
هستم که باید همه از من بیاموزند.»

محمد ملک صبر

محمد ملک صبر در اوج جنگ‌های داخلی در روستای «ده‌کلان»
ولسوالی شتل ولایت پنجشیر زاده شده است؛ زمانی که پنجشیر سنگر اصلی جنگ میان
مجاهدین و به تعقیب آن، سنگر مقاومت در برابر طالبان بود.

 هرچند درگیری‌ها بر
ثبت تاریخ دقیق تولد او اثر گذاشته و هنوز تاریخ دقیق زادروزش معلوم نیست، اما بنا
به گفته‌ی خانواده‌ی آقای صبر، او  در یکی
از روزهای سال ۱۳۷۱ خورشیدی که صدای درگیری، آسمان زندگی بسیاری از شهروندان
افغانستان را سیاه کرده بود، متولد شده است.

محمد ملک صبر و خانواده‌اش تا سن چهار یا پنج‌سالگی او، با
صدای غرش مهمات سبک و سنگین در پنجشیر زندگی را گذراندند.

همزمان با به قدرت‌رسیدن گروه طالبان، این خانواده نیز
مانند بسیاری از افغان‌ها، مجبور به ترک افغانستان شد. تا پیش از ترک افغانستان
پدر محمد ملک صبر، عضوی از جبهه‌ی مقاومت بود. خانواده‌ی صبر به پاکستان رفت و در
یک کمپ مهاجران افغانستانی در «اکوری ختک»، منطقه‌یی در حومه‌ی شهر پشاور پناه
برد. اما از آن جایی که در آن زمان، کمپ‌ها مملو از مهاجران افغان فراری از جنگ
بود، امکانات زندگی نیز محدود بود و برعکس تصور مهاجران، زندگی در آن کمپ‌ها سخت‌تر
از زندگی در افغانستان بود.

ملک محمد صبر هنوز آن سختی‌ها را به خاطر دارد و می‌گوید:
«زندگی در کمپ سخت و طاقت‌فرسا بود، اما روزگاری بود که بسیاری از افغان‌ها برای
زنده‌ماندن، آن شرایط را تحمل می‌کردند. به خاطر دارم که خانواده‌ی ما با پرده‌های
کهنه‌یی که از افغانستان برده بود، چادر ساخته بود و زیر آن چادر ما زندگی می‌کردیم.»

پاهای ملک صبر در سن ۱۳ سالگی در انفجار ماین در قصبه شهر کابل قطع شد

به تعبیر محمد ملک صبر، «زندگی سخت در زیر چادر مهاجرت»، سه
سال دوام کرد و سرانجام آن‌ها با سقوط حاکمیت طالبان در سال ۲۰۰۱ به افغانستان بر گشتند.

 با آنکه در سال ۲۰۰۱
بیشتر افغان‌ها افق روشنی برای آینده‌شان می‌دیدند، اما تأثیر جنگ و مهاجرت بر
زندگی خانواده‌ی صبر همچنان پابرجا بود. آقای صبر در همین آوان پا به مکتب می‌گذارد
تا با آموختن، آینده‌اش را روشن کند. او دانش‌آموز می‌شود و همزمان با آن، در کنار
اعضای دیگر خانواده‌اش برای بهبود وضعیت اقتصادی‌شان کار می‌کند. او در یک نانوایی
شاگردی می‌کرده و به گفته‌ی خودش روزانه در حدود ۵۰ افغانی درآمد داشته و در چرخه‌ی
زندگی با باقی اعضای خانواده‌اش، سهم می‌گرفته است.

تاوان اشتباه دیگران

روزهای زندگی صبر همراه با تلاش، یکی پی دیگری ورق می‌خورده
است. با هر روز بزرگ‌ترشدنش، تلاش‌هایش برای زندگی بهتر نیز شدت می‌گرفته است.

او سیزده سال از عمرش را همین‌گونه و محروم از بازی‌های
کودکانه به پایان رسانده است و به گفته‌ی خودش دغدغه‌ی اصلی او کار برای آینده‌ی
بهتر بوده‌: «وضعیت اقتصادی ما مانند وضعیت بسیاری از هم‌شهریانم اقتضای این را
نمی‌کرد که ما بچه‌های خانواده فرصت بازی‌گوشی داشته باشیم. کار بود و اما، ما از
این کارکردن‌ها به خاطر مقدار پولی که به دست می‌آوردیم، لذت می‌بردیم.»

ملک محمد پا به ۱۳سالگی گذاشته بود. عصر یک روز بارانی او
سرخوشانه از مکتب به سمت خانه‌اش می‌رفت که برایش اتفاقی افتاد. اتفاقی که برای
دیگران شاید تنها «یک اتفاق» بود، اما برای او مصبیت بزرگی بود: «عصر یک روز
بارانی، ساعت سه‌ونیم، درست زمانی که از مکتب به سوی خانه روان بودیم، انفجار ماین
جامانده از جنگ‌ها در قصبه [منطقه‌ی مسکونی در شمال کابل]‌، پاها و تمام امیدهایم
را از من گرفت و مرا باردوش خانواده کرد.»

 در اثر انفجار ماین
در سال ۲۰۰۵، ملک محمد تاوان اشتباه طرفین درگیر جنگ‌های داخلی را با از دست‌دادن
هر دو پا و قدرت بینایی، شنوایی و یک عمر معلولیت، پس داد.

بازایستادن

 با آنکه یادآوری آن
روزها برای ملک محمد صبر دردآور است، اما او تلاش کرده است که وضعیت را تغییر دهد:
«بعد از انفجار، همه‌ی اعضای خانواده درگیر من بودند و اما ارتباط من با دنیای
اطرافم قطع بود. دیگر نه از شاگردی در نانوایی خبری بود و نه از درس و مشق. من
بودم و عالمی از درد و ناامیدی که در میان شان دست و پا می‌زدم. من محتاج به
دیگران شدم و نمی‌توانستم ادامه‌ی آن را بپذیرم.»

پس از تحمل دو سال درد و ناامیدی، سرانجام آقای صبر با
دنیای معلولیت کنار می‌آید و تلاش می‌کند که بار دیگر زندگی‌ را با معلولیت ادامه
دهد.

روزی دوستانش او را به یک مؤسسه‌ی امدادرسانی معرفی می‌کند که
برای معلولان دست و پای مصنوعی می‌سازد: «از دوستانم آدرس شفاخانه‌ی «سندگال» را
دریافت کردم، وقتی که رفتم، آن‌ها برایم کمک کردند و مرا با شخصی به نام مارک وودت
معرفی کرد.»

مارک وودت، یکی از هماهنگ‌کنندگان نهاد (USAID)، محمد ملک صبر را در سال ۲۰۰۷
برای درمان به امریکا می‌برد: «در آن‌جا من تحت درمان قرار گرفتم و با استفاده از
پای مصنوعی، من دوباره با زندگی آشتی کردم و مجددا به آموختن رو آوردم. دیگر من یک
فرد باردوش نبودم و خودم می‌توانستم کارهایم را انجام دهم و درس بخوانم.»

او در مدت اقامتش در امریکا، زبان انگلیسی می‌آموزد و به
درس‌هایش ادامه می‌دهد. در سال ۲۰۰۹ در دیدار با چهل‌وپنجمین رییس جمهوری امریکا،
او تشویق می‌شود که برای کمک به هم‌نوعانش دوباره به افغانستان بر گردد.

محمد ملک صبر در انتخابات پارلمانی ۲۸ میزان خود را از حوزه انتخابی کابل نامزد کرده است

محمد ملک صبر پس از برگشت از امریکا به افغانستان، درس‌هایش
را در یکی از مکتب‌های خصوصی در شهر کابل از سر می‌گیرد. در کنار آن به کار و
فعالیت‌های اجتماعی‌ روی می‌آورد. او با فعالیت‌های چشم‌گیر ورزشی‌، در سال ۲۰۰۹
عضویت تیم ملی پارالمپیک افغانستان را به دست می‌آورد.

محمد ملک صبر، پس از سال ۲۰۰۵ و آن اتفاق نامیمونی که در آن
پاهایش را از دست داد و زندگی‌اش برهم ریخت، به جنگ زندگی رفت و حالا به قهرمان
زندگی خودش مبدل شده است. حالا آستین اش را بالا زده و با بیش از ۸۰۰ نامزد
انتخابات پارلمانی از حوزه‌ی کابل رقابت می‌کند تا به عالی‌ترین نهاد قانون‌گذاری
افغانستان راه یابد و نماینده‌ی جمعیت صدها هزار نفری معلولان افغانستان باشد: «من
چیزی را وعده نمی‌دهم که نتوانم آن را انجام دهم و یا خارج از صلاحیت یک وکیل
باشد. در واقع من می‌خواهم نماینده‌ی صد‌ها معلولی باشم که تا اکنون به آن‌ها توجه
نشده‌ است.»

تا هنوز شمار دقیق معلولان افغانستان معلوم نیست. بر اساس
آمار غیررسمی، در حال حاضر بیش از ۸۰۰ هزار معلول در سراسر افغاستان زندگی می‌کنند.

عبدالفتاح عشرت احمدزی، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی می‌گوید:
«هم‌اکنون در نزد وزارت کار و امور اجتماعی ۱۳۰ هزار تن معلول ثبت است که نظر به
درجه‌ی معلولیت‌شان، حقوق دریافت می‌کنند.»

آقای احمدزی می‌‌افزاید که این رقم، شمار دقیق معلولان
افغانستان نیست، بلکه تنها شمار معلولانی است که در این وزارت ثبت شده‌اند.

از میان صدها هزار قربانی جنگ‌های سه دهه‌ی ‌اخیر
افغانستان در حدود ۵۰-۶۰ هزار آن‌ها، قربانی ماین بوده‌اند. حالا هم این
دشمن خاموش در هر روز به‌ طور متوسط، جان سه نفر را می‌گیرد، اما آمار غیررسمی این
میزان را دست‌کم شش نفر برآورد کرده است.

افزایش جنگ و خشونت در افغانستان همچنان بر شمار معلولان می‌افزاید.
به گفته‌ی معلولان، در این وضع آن‌ها تنها جمعیت فراموش‌شده‌یی اند که در سیاست‌گذاری‌های
مهم کشوری سهمی برای‌شان درنظر گرفته نمی‌شود.

ملک محمد صبر با اطمنان می‌گوید: «معلولان هم حق دارند که
از آن‌ها نمایندگی شود و قدم‌هایی برای بهبود اوضاع زندگی آن‌ها برداشته شود. من
برای معلولان کار می‌کنم.»

U

نوشته ققنوس بر می‌خيزد اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

دوام تهدیدات امنیتی بر غزنی؛ مردم نگران اند و نظامیان درگیر جنگ

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

سکینه امیری


صدای تیراندازی متواتر که از ساعت یک بامداد سه‌شنبه‌شب آغاز شد، آژیر خطر سقوط دوباره‌ی غزنی به دست طالبان  را به باشندگان این ولایت تداعی کرد.

آرامش شبانه‌ی باشندگان غزنی در حالی به‌هم خورد که در حومه و بخش‌هایی از این شهر، درگیری نیروهای امنیتی و طالبان خلاف شب‌های دیگر شدت گرفت.

پس از گذشت حدود دو ماه از جنگ خونین غزنی، هنوز باشندگان این شهر، اطمینانی به وضعیت امنیتی ندارند و می‌گویند که وضعیت امنیتی غزنی شکننده است.

به گفته‌ی باشندگان این ولایت، به جز از سه ولسوالی‌ مالستان، جاغوری و ناهور، دیگر ولسوالی‌های غزنی زیر تهدید بلند امنیتی قرار دارد.

حاجی شفق، فعال مدنی در این ولایت می‌گوید: «وقتی که درگیری از ساعت یک شب آغاز شد و تا صبح ادامه یافت، بار دیگر فکر کردیم که غزنی سقوط کرده ‌است.»

ضیا روان، یکی از باشندگان این ولایت می‌گوید: «وضعیت امنیتی به کلی در غزنی خراب است. در اطراف شهر گروه طالبان حضور گسترده دارد و با هر تیراندازی این ترس به وجود می‌آید که این شهر باز سقوط  می‌کند.»

نگرانی از سقوط غزنی در حالی مطرح می‌شود که هم‌اکنون جنگ میان نیروهای امنیتی و گروه طالبان در ولسوالی خواجه‌عمری و بخش‌های دیگر این ولایت جریان دارد.

 مقام‌های محلی در غزنی می‌گویند که اوضاع امنیتی این ولایت شکننده است. قندآغا، مسوول رسانه‌یی ارتش در غزنی به اطلاعات روز می‌گوید: «وضعیت امنیتی خوب نیست و از طرف شب تهدید‌ها بلند می‌رود. دیشب در خواجه‌عمری و ده‌یک جنگ به شدت جریان داشت.»

باشندگان غزنی با انتقاد از دولت می‌گویند که پس از جنگ خونین در غزنی، برنامه‌ی پیش‌گیرانه و تغییرات مؤثر در دستگاه‌های امنیتی برای مدیریت و تأمین امنیت غزنی روی دست گرفته نشده است.

حاجی شفق می‌گوید که وعده‌های حکومت برای بهبود اوضاع امنیتی در غزنی میان‌تهی است: «میزان تهدید‌های امنیتی همچنان بلند است. هنور در حومه‌های شهر جنگ جریان دارد و نیروهای دفاعی در حال آماده‌باش اند، اما تغییراتی برای بهبود اوضاع به وجود نیامده ‌است.»

مقام‌های امنیتی اما این گفته‌ها را رد کرده، می‌گویند که برای بهبود اوضاع امنیتی به طور جدی تلاش می‌کنند و تا کنون در مناطقی که از وجود گروه طالبان پاک‌سازی شده است، پاسگاه و کمربند‌های امنیتی ایجاد کرده‌اند.

مسوول رسانه‌یی ارتش در غزنی می‌گوید: «ما تلاش می‌کنیم که با کمترین میزان تلفات، مناطق را پاک‌سازی کنیم و تا کنون ده‌ها پاسگاه را در مناطق پاک‌سازی‌شده ایجاد کرده‌ایم.»

به گفته‌ی او، گروه‌های مخالف مسلح دولت از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند: «دشمن از خانه‌های غیرنظامیان به عنوان سنگر استفاده می‌کنند و مردم را سپر می‌سازند. ما نمی‌توانیم مردم ملکی را نادیده بگیریم. به همین دلیل است که پاک‌سازی و تأمین امنیت در غزنی آسان نیست.»

 در انتظار وعده‌ها
رییس جهور غنی  در سفر ۲۶ اسدش به باشندگان غزنی گفت که غزنی به ولایت درجه‌یک تبدیل و تمام امکانات برای آن فراهم می‌شود.

رییس جهور غنی  در سفر ۲۶ اسدش به باشندگان غزنی گفت که غزنی به ولایت درجه‌یک تبدیل و تمام امکانات برای آن فراهم می‌شود.

 اندکی پس از جنگ غزنی، رییس جمهوری کشور به این ولایت رفت و به باشندگان ولایت غزنی وعده‌های زیادی داد. از جمله‌: مبدل‌شدن غزنی به ولایت درجه‌یک و فراهم‌ساختن تمامی امکانات درجه‌یک برای این ولایت، ایجاد سه حوزه‌ی امنیتی تازه، اختصاص‌دادن صد میلیون افغانی برای ساخت یک تالار بزرگ و درنظرگرفتن بودجه برای اعمار بندهای آب در سال آینده.

مردم این ولایت می‌گویند که مهم‌ترین چیز برای آنها تأمین امنیت است که با گذشت نزدیک به دو ماه از آن خبری نیست.

انور عظیمی، یکی از باشندگان غزنی می‌گوید: «بعد از جنگ، رییس جمهوری کشور به غزنی آمد و وعده‌های زیادی سپرد، اما مهم‌ترین چیز برای مردم غزنی تأمین امنیت است که تا کنون از آن خبری نیست.»

 مقام‌های محلی ولایت غزنی اما می‌گویند که تلاش‌ها برای دفع تهدیدها و جلوگیری از حمله‌ی دوباره‌ی طالبان بر این ولایت جریان دارد. عارف نوری، سخنگوی والی این ولایت می‌گوید: «برای مقابله با گروه طالبان، کمربندهای امنیتی در اطراف شهر غزنی ایجاد شده‌ است و در حال حاضر نیز  نیرو‌های امنیتی با طالبان می جنگند. تلاش برای بازسازی پاسگاه‌ها جریان دارد و افزون بر آن تشکیل سه حوزه‌ی امنیتی منظور شده است و در حال جذب نیرو و تثبیت موقعیت آن برای فعال‌سازی هستیم.»

کمبود نیرو
عارف نوری، سخنگوی والی غزنی

عارف نوری، سخنگوی والی غزنی تأکید می‌کند که طالبان توانایی تصرف دوباره‌ی شهر و ولسوالی‌های غزنی را ندارند
عکس: رسانه‌های اجتماعی

سخنگوی والی غزنی می‌گوید که قرار است چندین پاسگاه دیگر برای ارتش و پولیس در مناطق مختلف ولایت غزنی تأسیس شود. او تأکید می‌کند که گروه طالبان توانایی تصرف دوباره‌ی شهر و ولسوالی‌های غزنی را ندارد و هم‌اکنون «به اندازه‌ی کافی» نیروهای کمکی، به شمول واحد نیروهای ویژه در این ولایت حضور دارند.

به گفته‌ی مسوولان امنیتی غزنی، در تشکیلات نیرو‌های امنیتی این ولایت سه هزار و ۱۳۵ تن وجود دارد؛ تعدادی که نظر به وسعت خاک این ولایت، بسنده دانسته نمی‌شود. مسوول رسانه‌یی ارتش درغزنی می‌گوید: «اوضاع امنیتی شکننده است و از طرفی تشکیلات ما نظر به وسعت خاک غزنی و مشکلات آن، بسنده نیست.»

به گفته‌ی احمدخان سیرت، از مسوولان رسانه‌یی ارتش در غزنی، واحدهای نیروی ویژه‌ی ولایت‌های بامیان، پکتیا و خوست در غزنی حضور دارند.

به گفته‌ی احمدخان سیرت، از مسوولان رسانه‌یی ارتش در غزنی، واحدهای نیروی ویژه‌ی ولایت‌های بامیان، پکتیا و خوست در غزنی حضور دارند.

به گفته‌ی احمدخان سیرت، از مسوولان رسانه‌یی ارتش در غزنی، واحدهای نیروی ویژه‌ی ولایت‌های بامیان، پکتیا و خوست در غزنی حضور دارند.

بدرفتاری نیرو‌های کمکی

افزون بر ناامنی، شماری از شهروندان غزنی از بدرفتاری نیرو‌های امنیتی شکایت دارند و می‌گویند که نیرو‌های امنیتی کمکی در این ولایت، به آزار و اذیت مردم می‌پردازند.

ضیا روان می‌گوید: «نیروهای کمکی‌یی که به غزنی آمده‌اند، با مردم برخورد مناسب ندارند. آنها به جای تأمین امنیت برای مردم دردسر شده‌اند.»

مقام‌های محلی در غرنی نیز این گفته‌ها را تأیید کرده، می‌گویند که با «نیرو‌های امنیتی‌ مردم‌آزار» برخورد جدی خواهند کرد. عارف نوری، سخنگوی والی غزنی می‌گوید: «بعضی از نیرو‌های تازه‌رسیده از ولایت قند‌هار با مردم رفتار درست نداشتند و به آزار و اذیت مردم غزنی می‌پرداختند که در پیوند با آن و با تحقیق و بررسی، ۹ نفر از نیرو‌های امنیتی دستگیر شده است.»

به گفته‌ی آقای نوری، پرونده این ۹ نفر هم‌اکنون به کابل فرستاده شده است و به آن رسیدگی می شود.

در ۱۹ اسد امسال، صدها تن از جنگجویان طالب حملات گسترده‌یی از چهار سمت به شهر غزنی راه‌اندازی کردند.

در ۱۹ اسد امسال، صدها تن از جنگجویان طالب حملات گسترده‌یی از چهار سمت به شهر غزنی راه‌اندازی کردند.

در ۱۹ اسد امسال، صدها تن از جنگجویان طالب حملات گسترده‌یی از چهار سمت به شهر غزنی راه‌اندازی کردند. درگیری میان نیروهای دولتی و جنگجویان طالبان یک هفته طول کشید.

در اثر این جنگ، صدها تن کشته و زخمی و برخی از باشندگان این ولایت مجبور به ترک خانه‌های‌شان شدند. اکنون در حالی که نیرو‌های کمکی نیز در این ولایت حضور دارند، اما هنوز این ولایت تحت تهدید‌های بلند امنیتی قرار دارد و مردم خواهان توجه جدی حکومت برای امنیت پایدار در این ولایت می‌باشند.

نوشته دوام تهدیدات امنیتی بر غزنی؛ مردم نگران اند و نظامیان درگیر جنگ اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

مجلس هفدهم؛ گفتمانی با کارشناسان – بخش دوم

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

دکتر حمیرا قادری و دکتر عمر شریفی


جناب آقای دکتر عمر شریفی! در ابتدای این گفتمان نوشتاری اجازه دهید مراتب قدردانی‌ام را بابت وقتی که برای این مبحث گذاشته‌اید، ابراز بدارم.

از آن‌جایی که با شما آشنایی دیرینه دارم، می‌دانم که تاریخ این سرزمین را دقیق خوانده‌اید و البته بخش کوتاهی را هم زیسته‌اید. شما می‌دانید که ما صاحب سرزمینی، با تاریخ مملو از جنگ هستیم؛ جنگ بر سر جنسیت، جنگ بر سر تبار، جنگ بر سر قدرت، جنگ بر سر ثروت و جنگ بر سر ایدئولوژی. با این همه جنگیدن، ‌دست‌آورد ما، قبرستان‌هایی است که در چهار سمت کشورمان آباد شده است. قبرستان‌هایی که شمال را به جنوب، جنوب را به شرق و شرق را به غرب وصل کرده است.

من هم دوره‌های متفاوت سیاسی افغانستان را زیسته‌ام، اندکی از دوره‌ی روس‌ها، دوره‌ی جنگ‌های داخلی، دوره‌ی طالبان و بعدها دوره‌ی دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر. بگذارید اعتراف کنم که در هیچ دوره‌یی، هیاهوی تبارگرایی و قوم‌گرایی به شدت این روزها، عرق شرم را بر جبین افغانستان جاری نکرده است.

 پارلمان بعد از  سال‌های طالبانی، اولین پارلمانی است که هم سن‌وسالان من و شما تجربه‌اش را از سر گذرانده‌اند، اما به نوعی شاید اسف‌بارترینش هم باشد. سوالی که با آن می‌خواهم به سر وقت این گفتمان بروم و چگونگی رفتار وکلای مردم را با آن به چالش بکشانم، بحث تقسیمات به شدت قومی درون پارلمان است؛ تقسیماتی که هزاره را از پشتون جدا کرده است و پشتون را از همه‌ی اقوام دیگر. برتری‌طلبی همانقدر که پشتون ما را درگیر دارد، هزاره، تاجیک و اوزبیک ما را هم از پای انداخته است. با آنکه در پارلمان از تمام اقوام آدم‌های تحصیلکرده هم حضور دارند، اما روح جمعی پارلمان، نتوانسته است نگاه فراقومی به مسایل روز افغانستان داشته باشد. اکثریت وزرایی که از طرف همین نماینده‌ها در تمام این مدت رأی تأیید گرفته‌اند، بیشتر کارت سبز قومیت داشته‌اند تا کارت سبز کفایت. حتا نماینده‌های جوان ما هم در این سمت‌وسوگیری‌های درون‌پارلمانی وارد شده‌اند و مزیدی بر علت گردیده‌اند. سوال این‌جا است که آیا این رویارویی بیهوده‌ی نمایندگان برای مسائل قومیت و تحقیر و توهین به یکدیگر خواسته‌ی مردم بوده است؟ اگر بله، پس یعنی نانوایی در غرب می‌خواهد، خیاطی در شرق تحقیر شود و یا دانشجوی ما در شمال راضی به کشته‌شدن دانشجوی ما در جنوب هست؟ و اگر خیر، این رفتار ناشایست ویرانگر دلیلش چیست؟ شما به عنوان جوان آگاه با مسایل روز افغانستان، رفتارهای تنش‌زای قومی این دوره‌ی پارلمانی که بازی با جان و مال مردم بود، چطور ارزیابی می‌کنید؟

ضمن اینکه هر دو می‌دانیم تا مدت کوتاه دیگری، گروه کثیری از نماینده‌ها روزگار وکالتشان به سر می‌آید و در بسیاری جهات مدیون مردم باقی خواهد ماند.

جواب دکتر عمر شریفی:

داکتر صاحب قادری، هم به عنوان دوست هم به عنوان یکی از شهروندانی که همیشه قلبش برای سرزمینش تپیده است، احساس سرور می‌کنم که در این گفتمان به پرسش کشیده شده‌ام. مسلما پرسش‌های صادقانه و آسیب‌شناسانه، عرصه‌ی شناخت رفتارهای متفاوت اجتماعی-سیاسی، افراد مسوول در رأس جامعه را شفاف‌تر می‌سازد. نقد پارلمان یا هر نهادی که در ارتباط مستقیم به زندگی جمعی ماست، به مفهوم ارج‌گذاشتن به پروسه‌ی اصلاح گریست.

قوم‌بازی یا با اصطلاح قوم‌بارگی  وکلا و تنش‌های رو به افزایش سمت‌وسویی در دولت دلایل زیادی دارد. مواردی چون حضور پوپولیست‌های قومی، زورمندان محلی، بیسوادی و یا کم‌سوادی وکلا و موجودیت سیستم بسیار گسترده‌ی ارباب‌مآبی، می‌تواند از علت‌های عمده‌ی آن به حساب آید. آن‌چه که به نظرم  قابل پیش‌بینی بود و حتا قابل درک هم هست، سی سال جنگ مداوم، گسست‌های بی‌شمار اجتماعی، گسترش بی‌سابقه‌ی شهرنشینی و ارتباطات میان مردم، افزایش طبقه‌ی باسواد و برگشت صدها هزار  مهاجر از ایران و پاکستان، شیرازه‌ی سیستم سلسله‌مراتب سنتی، قدرت را بدون هیچ جایگزینی سیاسی و اجتماعی  فروپاشاند.

مسأله‌ی دوم، تغییر گسترده در ترکیب نفوس جامعه‌ی افغانی است. میلیون‌ها افغان بیرون از کشور، بدون تماس مستقیم با جامعه‌ی مادری، پرورش یافتند. برای بسیاری از ایشان تصور افغان‌بودن تنها در تبارگرای قومی خلاصه شده است. زیرا همزیستی با دیگر اقوام برایشان اتفاق نیفتاده است، بنا بر این، ارتباط چندانی با جامعه‌ی متنوع قومی افغانستان نداشته‌اند. هویت افغانی ایشان هم در محور قومیت (قوم‌پرستی افراطی) یا وطن‌پرستی رومانتیک در خاک بیگانه شکل گرفته است. آن‌ها نه تنها تصویر واضح و واقعی از جامعه‌ی قبل از جنگ افغانستان ندارند، بلکه حتا از جامعه‌ی دوره‌ی جنگ (مخصوصا جهاد و مقاومت علیه طالبان) هم تصور کاملا قومی و دور از واقعیت در ذهنشان جای گرفته است. افزون بر این‌ها، مشکلات زندگی در مهاجرت عقده‌ها و هویت‌پریشی را به صورت عمیقی در نهادشان شکل داده است. آن‌چه که حتا در میان نخبه‌های مهاجران برگشته از ایران، پاکستان و غرب محسوس است.

این مسائل در کنار عدم اجازه‌ی اشتراک در انتخابات و سایر میکانیزم‌های کسب قدرت در جامعه، به احزاب سیاسی عملا هر نوع اجماع سیاسی، به جز در محور مسائل قومی را ناممکن ساخته است. هیچ جریان و یا شخصیت سیاسی در نبود احزاب سیاسی منظم، قادر به بسیج مردم به دور برنامه‌ی منسجم و هدف خاصی نیست. برای وکلا و فعالین سیاسی، در نبود ساختارهای منظم حزبی با برنامه‌های عملی، فقط توصل به گروه‌های قومی و منطقوی می‌تواند زمینه‌ی رسیدن به قدرت را به وجود بیاورد. در چنین شرایطی متمسک‌شدن به پیشینه‌ی قومی و یا آویزان‌شدن از زبانی که مورد حمایت قوم خاصی است، نه تنها تضمین‌کننده‌ی موفقیت برای فعالین سیاسی بوده، بلکه یگانه راه حل برای اشتراک در قدرت دولتی است.  البته هرگز نباید از یاد ببریم که ساختار به شدت مرکزگرای حکومت افغانستان دلیل دیگری است بر تنش‌های قومی که هر روز در سرزمین ما شبیه گره کور شده است که باز کردن آن محال به نظر می‌رسد.

اما راهکارهایی چون تغییر در قانون انتخابات، تغییر شکل حکومت از تمرکزگرایی افراطی امروزی، به سیستم غیرمتمرکز، تغییر سیستم رأی‌دهی و اجازه‌ی اشتراک در انتخابات به احزاب سیاسی می‌تواند مسأله‌ی قطب‌بندی‌های قومی در افغانستان را کاهش دهد و دلیل سعادت جامعه شود.

سپاسگزارم، جناب آقای دکتر!

نوشته مجلس هفدهم؛ گفتمانی با کارشناسان – بخش دوم اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

تراژدی جنگ؛ چرا پسر ۱۱ساله‌ی افغان به تحریک طالبان پیوست؟

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

آسیا تایمز امان ریاضت


مقامات پاکستانی اعلام کرده‌اند که حدود ۶۰ هزار سرباز پاکستانی در خط دیورند مستقر شده‌ است. ظاهرا پاکستان به این اقدام به عنوان عملی برای جلوگیری از تحرکات تروریست‌ها در دو طرف مرزش با افغانستان و پاک‌سازی این مناطق از تحریک طالبان پاکستان، ارزش قانونی می‌دهد. به همین دلیل، از دور دوم حکومت حامد کرزی، رییس جمهوری پیشین افغانستان به این‌سو، پاکستان تعداد بی‌شمار هاوان و موشک را در فواصل زمانی مختلف به خاک افغانستان شلیک کرده است.

این موشک‌ها نه تنها جان شمار زیادی از غیرنظامیان را گرفته، بلکه باعث وحشت و دهشت میان کسانی شده است که در مناطق آسیب‌دیده، از جمله شیگل، اسمار، دنگم و سایر مناطق ولایت کنر زندگی می‌کنند. با این‌حال، یکی دیگر از نتایج تأسف‌بار این موشک‌پراکنی‌ها، به وجودآمدن روحیه‌ی رو به رشد انتقام و نفرت مردم محلی علیه پاکستان بوده است. این خانواده‌ها فرزندان، والدین، خانه و زندگی و بیشتر از این را از دست داده‌اند. آن‌ها عزادار و عصبانی اند.

شجاع (نام مستعار)، یکی از قربانیان موشک‌پراکنی پاکستان به خاک افغانستان است. او مادر، پدر و خواهر کوچکش را هنگامی که هاوان ارتش پاکستان به خانه‌اش اصابت کرد، از دست داد. ناراحت و عصبانی از این ضایعه، شجاع حدود سه سال پیش به تحریک طالبان پاکستان پیوست. شجاع به من گفت که اکثر خانواده‌ها در ولسوالی و محله‌ی او، عزیزان‌شان را به خاطر موشک‌پراکنی‌ها از دست داده‌اند.

شجاع که اکنون یک پسر ۱۴ساله است، با افتخار می‌گوید که او عضو تحریک طالبان پاکستان بوده و در برابر پاکستان جهاد کرده است. او به من گفت زمانی که تصمیم گرفت برای گرفتن انتقام خون اعضای خانواده‌اش علیه پاکستان اسلحه بر دارد، فقط ۱۱ سال داشت. او می‌خواست که پاکستان و نیروهای نظامی این کشور به «سزای» کارشان برسند. بنا بر این، او به تحریک طالبان پاکستان پیوست و برای مدت طولانی در کنار آن‌ها جنگید.

پاکستان گاه‌ و بی‌گاه موشک‌های بی‌شماری را بدون درنظرگرفتن عواقب ناگوار آن برای غیرنظامیان، به خاک افغانستان شلیک کرده است. پاکستانی‌ها ادعا می‌کنند که هدف آن‌ها از شلیک موشک و هاوان، هدف‌‌قراردادن و ریشه‌کن‌کردن تروریسم در افغانستان است. اما اگر آن‌ها برای لحظه‌یی به داستان زندگی شجاع فکر کنند، متوجه خواهند شد که تلاش‌هاشان چقدر تأثیر منفی داشته است.

داستان شجاع باید درسی برای دولت جدید پاکستان باشد؛ اینکه هدف‌قراردادن افغانستان نه تنها تروریسم را از بین نبرده، بلکه باعث افزایش نفرت مردم از پاکستان شده است. کسانی که از موشک‌پراکنی‌های خودسرانه متأثر شده‌اند، در واقع حالا می‌خواهند که انتقام بگیرند و به پاکستان آسیب برسانند. آن‌ها نفرت و خشم عمیقی با خود حمل می‌کنند و به هر گروهی که علیه پاکستان بجنگد، می‌پیوندند. در نتیجه، ارتش پاکستان عامل واقعی تولید و گسترش تروریسم علیه خود و مردمش است.

قصه‌ی زندگی شجاع داستان تلخ و دردناکی است که او با هدف مشخصی، آن را روایت می‌کند. او حالا یک دشمن سرسخت پاکستان است. به عنوان کودکی که با قانون مشکل دارد، شجاع در حال حاضر در یکی از مراکز توان‌بخشی نوجوانان افغانستان وقتش را سپری می‌کند. او زمانی از سوی نیروهای افغان بازداشت شد که در حال بازدید از برادران و خواهرانش که زنده مانده‌اند، بود.

بسیاری از افغان‌ها ممکن است با شجاع همدردی کنند و تشنگی وی برای انتقام، برای آن‌ها طعم آشنایی باشند. با این‌حال، دولت افغانستان با تضمین اینکه آن عده از افغان‌ها، حتا کودکان جوانی که به سازمان‌های تروریستی همچون تحریک طالبان پاکستان کمک می‌کنند، دستگیر، محاکمه و به خاطر جنایت‌هاشان محکوم می‌شوند، از خود در قبال پاکستان بردباری نشان داده است. دولت افغانستان تعهد خود را به مبارزه با تروریسم بدون دسته‌بندی آن به تروریسم «بد یا خوب»، نشان داده است.

هنگامی که از شجاع در باره‌ی برنامه‌اش پس از رهایی از مرکز توان‌بخشی نوجوانان پرسیدم، پاسخ او ناخوشایند و ناراحت‌کننده‌ بود؛ پاسخی که تنها یک افغان می‌تواند آن را درک کند. او گفت که می‌خواهد به پولیس سرحدی افغانستان بپیوندد و علیه پاکستان بجنگد. گپ اول و آخر او «جنگ» و «جهاد» علیه پاکستان است. او به من گفت با اینکه قبلا علیه پاکستان جنگیده، اما تشنگی او هنوز رفع نشده است. این کودک افغان در حالی که فقط ۱۱ سال سن داشت، کلاشینکف به دست گرفت و برای مبارزه علیه یک کشور دیگر به تحریک طالبان پاکستان پیوست. به همین دلیل است که او نام مستعار «شجاع» را برای خود انتخاب کرده است؛ نامی که قصه‌ی زندگی او را بازتاب می‌دهد؛ داستان دردها و رنج‌های او را.

ادامه‌ی داستان وی جالب است. در مرکز توان‌بخشی نوجوانان، شجاع و سایر کودکان افغان که به ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی متهم اند، با دو کودک پاکستانی مشترکا در یک خوابگاه زندگی می‌کنند. کودکان پاکستانی با اینکه می‌توانند کمی پشتو صحبت و ارتباط برقرار کنند، اما زبان سایر کودکان مرکز توان‌بخشی نوجوانان را به طور کامل درک نمی‌کنند. جالب این جا است پسری که از پاکستان متنفر است، حالا زندگی‌اش را در کنار کودکان پاکستانی می‌گذراند.

من نمی‌دانم که آیا شجاع از ملیت هم‌اتاقی‌هایش باخبر است یا خیر، و اگر با خبر باشد، وقتی که با آن‌ها در مکتب و زمین روبه‌رو می‌شود، چه می‌کند. برای شجاع مهم نیست که چه کسی موشک را شلیک کرده است، اما آن‌چه که برای او مهم است این است که موشک از سوی پاکستان شلیک شد و بیشتر خانواده‌اش را از بین برد. برای او، پاکستان دشمن است، حتا اگر مردم عادی پاکستان مسوول درد و رنج وی نباشد.

در مرکز توان‌بخشی نوجوانان در کابل، شجاع در حال حاضر روی درس و مطالعه تمرکز کرده است. او با کمک دوستانش زبان دری را یاد گرفته است. مسوولین مرکز توان‌بخشی گفته‌اند که او هوش تیزی دارد و می‌تواند درس‌ها را به آسانی یاد بگیرد. با اینکه شجاع مصمم است که پس از رهایی‌اش به پولیس مرزی بپیوندد، اما او می‌خواهد تحصیلات عالی‌اش را نیز ادامه دهد و به خارج از کشور سفر کند.

شجاع یکی از ۱۲۱ کودک در مراکز توان‌بخشی نوجوانان در سراسر افغانستان است که به خاطر همکاری با گروه‌های تروریسی و یا ارتکاب جنایت علیه امنیت داخلی و خارجی مظنون، متهم و یا محکوم شده‌اند. هر یک از این کودکان داستان‌های تأسف‌آور و اندوه‌باری در دل دارند. گروه‌های تروریستی قلم و کتابچه را از آن‌ها گرفته و به آن‌ها اسلحه، جلیقه‌های انتحاری و مواد منفجره داده‌اند.

نوشته تراژدی جنگ؛ چرا پسر ۱۱ساله‌ی افغان به تحریک طالبان پیوست؟ اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.

چرا رأی نمی‌دهم؟

روزنامه اطلاعات روز – مردم سالاری را پدید می آورد

روح‌الله علی‌زاده


با مرور بر کارنامه‌ی انتخابات گذشته‌ی افغانستان و به ویژه انتخابات تاریخی ریاست جمهوری سال ۲۱۰۴ میلادی به گذشته‌ی دردناک و سیاه بر می‌خوریم که تأثیرات سوء آن تا کنون ذهن هر شهروندی را که به انتخابات و مشارکت سیاسی باور دارند و آگاهانه در تعیین سرنوشت‌شان سهم می‌گیرند و سهم گرفته‌اند، می‌آزرد و به یاد کابوس وحشت‌ناک گذشته می‌اندازد و باورشان را نسبت به انتخابات و تأثیرات رأی آگاهانه‌شان از بین می‌برد.

در نتیجه‌ی بی‌نظمی و تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴، رقبای اصلی نتیجه را نپذیرفتند و با پادرمیانی جان کری، وزیر امور خارجه‌ی وقت آمریکا، حکومت وحدت ملی تشکیل شد که یکی از اهداف اساسی‌شان اصلاح قوانین انتخاباتی بود، اما با گذشت بیش از چهار سال تنها اعضای کمیسیون انتخابات تغییر کرده است و بس.

تیم حاکم با بی‌کفایتی تمام، نه تنها تغییرات اساسی را در قوانین و ساختار انتخابات نیاورد، بلکه با تمام قوا، راه‌های گوناگونی برای مهندسی انتخابات در پیش گرفت و تا حدی پیش رفت که بنا بر گزارش «روزنامه‌ی اطلاعات روز» در برخی ولسوالی‌ها آن قدر استیکر توزیع شده است که از  مجموع نفوس همان ولسوالی نیز تجاوز می‌کند.

از برخورد حکومت در مورد حوزه‌بندی ولایت غزنی، به درستی فهمیده می‌شود که تیم حاکم به دموکراسی نوپا و شفافیت انتخابات در افغانستان باور ندارد و به خاطر منفعت تیمی و قومی خویش با افغانستان واحد، برخورد دوگانه می‌کند، قوانین انتخاباتی را زیرپا می‌گذارد و استثناهایی قایل می‌شود که خلاف قانون کمیسیون انتخابات است.

اگر از عملکرد ضعیف حکومت وحدت ملی بگذریم و تمام تلاش‌شان را در راستای مهندسی انتخابات نادیده بگیریم، با خیره‌شدن به فعالیت نمایندگان پارلمان کنونی و قبلی، بازهم تیر ما به هدف نمی‌خورد و به بن‌بست بر می‌خوریم، نمایندگان کنونی دقیقا هفت سال پیش، همانند کاندیدای کنونی شعارهای جالب و از صلاحیت خویش بالاتر سر می‌دادند، خود را شیفته‌ی مردم نشان می‌دادند و قسمی جلوه می‌نمودند که نماینده‌ی واقعی مردم و ملت در پارلمان خواهند بود، اما چند مدتی از نمایندگی‌شان نگذشته بود که خودشان آلوده در فساد شدند و یا با فساد‌پیشه‌گان هم‌دست و همکار شدند و با بی‌شرمی حقوق مردم خویش را که هر روز با هزارویک مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند، نادیده گرفتند.

با عملکرد نمایندگان کنونی پارلمان، پارلمان نه تنها که مرجع قانون‌گذاری و نمایندگی مردم نیست، بلکه مرکز تجمع یک عده از افراد سودجو، منفعت‌طلب و قدرت‌طلب می‌باشد که مردم را نسبت به رأی‌دادن و انتخاب نماینده‌شان بی‌باور کرده‌اند، اما نمایندگانی هم هستند که همواره صدای مظلومان و مردم خویش را فریاد کشیده‌اند، ولی آن‌ها با تأسف به دلیل کمی تعداد، کم‌قدرت اند و نمی‌توانند صداشان را در داخل پارلمان بلند کنند.

البته ناگفته نباید گذاشت که کاروزارهای انتخاباتی این روزها، به نصب عکس‌های کلان با شعارهای توخالی و خارج از صلاحیت و جیغ‌کشیدن از بلندگوهای دلخراش خلاصه شده است که هیچ برنامه و پلانی برای گفت‌وگو با مردم در آن دیده نمی‌شود و از همه مهمتر، پول نقش بسیار پررنگی در این کاروزارها بازی می‌کند و رأی مردم با دالرهای بادآورده خریداری می‌شود.

همه‌ی این عوامل و عوامل دیگری که نمی‌شود مفصل به آن پرداخت، باعث شده است که قشر عظیمی از مردم نسبت به پروسه‌ی انتخابات بی‌باور شود و به این باور برسد که رأی‌شان پیشیزی شمرده نمی‌‎شود و تصمیم بگیرند که رأی ندهد. چون این قشر با رأی‌یی که می‌دهد، در حقیقت سیستم کنونی و افراد بی‌باور به دموکراسی را یاری می‌رساند. بنا بر این رأی‌ندادن بهتر از رأی‌دادن خواهد بود.

به همین خاطر به عنوان یک شهروند آگاه نسبت به مسایل سیاسی، به این نتیجه رسیده‌ام که در شرایط کنونی رأی ندهم و فضا را به فسادپیشه‌گان، بیش از این مساعد نسازم.

به یقین حکومت وحدت ملی، صرفا برای جلب اعتماد حامیان بین‌المللی ناگزیر است که به روند دموکراتیک اهمیت بدهد. برخی از مردم هم از روی اجبار به همین وضعیت رأی خواهد داد. چون فعلاً هیچ گزینه‌ی مناسبی موجود نیست و حکومت هم اراده‌یی برای اصلاح این امر ندارد.

نوشته چرا رأی نمی‌دهم؟ اولین بار در روزنامه اطلاعات روز پدیدار شد.